برخی بیماری‌ های پنهان کار! چرا هر روز با انبوهی از استرس به خانه می‌رویم؟

0
برخی بیماری‌ های پنهان کار! چرا هر روز با انبوهی از استرس به خانه می‌رویم؟
برخی بیماری‌ های پنهان کار! چرا هر روز با انبوهی از استرس به خانه می‌رویم؟

پاراف برخی بیماری‌ های پنهان کار! چرا هر روز با انبوهی از استرس به خانه می‌رویم؟ : گاهی اوقات ممکن است زمانی متوجه ابتلا به یک بیماری شوید که دیگر خیلی دیر شده و امیدی به درمان موثر باقی نمانده است. در بسیاری از موارد انجام آزمایش و غربالگری تنها راه برای آگاهی از این است که آیا مشکلی وجود دارد یا خیر.

هرچه پزشک زودتر مشکل را تشخیص دهد، روند درمان زودتر آغاز می شود و از شانس بیشتری برای کند کردن پیشرفت بیماری یا درمان آن برخوردار هستید.

۱- فشار خون بالا : فشار خون بالا به عنوان یک «قاتل خاموش» شناخته می شود و دلیل خوبی برای این لقب وجود دارد زیرا اغلب این بیماری هیچ نشانه ای ندارد. در صورت عدم درمان، فشار خون بالا می تواند به بیماری قلبی و سکته مغزی منجر شود. در شرایطی که داروهایی برای درمان وجود دارند، یکی از موثرترین تغییراتی که می تواند برای کاهش فشار خون مد نظر قرار بگیرد دنبال کردن رژیم غذایی دش (DASH) است. این رژیم غذایی شامل میوه ها، سبزیجات، غلات کامل، پروتئین بدون چربی و چربی های سالم می شود و از محتوای چربی اشباع، کلسترول و سدیم کم سود می برد.

۲- کلسترول بالا : کلسترول ماده ای است که توسط کبد تولید می شود و از طریق جریان خون به نقاط مختلف منتقل می شود. کلسترول در مواد غذایی، به ویژه گوشت قرمز و محصولات لبنی پر چرب نیز یافت می شود. کلسترول بد (LDL) به شکل گیری پلاک منجر می شود. پلاک رسوباتی را داخل رگ های خونی ایجاد می کند و می تواند موجب سختی و تنگ شدن آنها شود. این شرایط می تواند به بروز حمله قلبی یا سکته مغزی منجر شود.

کلسترول خوب (HDL) با جمع آوری کلسترول بد از جریان خون آن را به کبد ارسال می کند که در این اندام تجزیه شده و از بین می رود.

در شرایطی که یک رژیم غذایی سرشار از مواد غذایی کم ارزش و تحرک بدنی کم می تواند به کلسترول بالا منجر شود، یک پیوند ژنتیکی قوی نیز در این زمینه موثر است. روش درمان به فرد بستگی دارد. به عنوان مثال، اگر فردی سابقه خانوادگی بیماری قلبی داشته باشد، احتمال تجویز دارو افزون بر تغییر در رژیم غذایی و ورزش به منظور حصول اطمینان از کنترل سطوح کلسترول بیشتر است.

۳- دیابت : دیابت یکی از بیماری های شایع، فوق العاده جدی و البته خاموش در دنیای امروز است. در حقیقت، زمانی ممکن است متوجه مشکل شوید که با یک حمله قلبی، از دست دادن بینایی یا نیاز به قطع پا مواجه شوید. بر همین اساس است که زیر نظر داشتن سطوح قند خون از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

توصیه می شود افرادی که دارای اضافه وزن هستند، آزمایش های بررسی ابتلا به پیش دیابت – وضعیتی که در آن سطوح گلوکز بالاتر از حد عادی هستند، اما نه به اندازه ای بالا که به عنوان دیابت تشخیص داده شود – را از ۴۰ سالگی آغاز کنند. هر چه زودتر نیاز به تغییر در رژیم غذایی، انجام ورزش و یا استفاده از دارو مشخص شود، از شانس بیشتری برای پیشگیری یا به تاخیر انداختن ابتلا به دیابت نوع ۲ برخوردار خواهید بود.

۴- سرطان ریه : سرطان ریه یکی از مرگبارترین انواع سرطان است و ۵۰ درصد افراد طی یک سال از زمان تشخیص بیماری جان خود را از دست می دهند. یکی از دلایل مرگبار بودن سرطان ریه این است که نشانه های آن زمانی نمایان می شوند که دیگر گزینه های درمان محدود شده و از کارایی کمتری برخوردار هستند.

افراد سیگاری باید توجه ویژه ای به سرطان ریه داشته باشند و با انجام آزمایش های منظم نسبت به عدم ابتلا به این بیماری اطمینان حاصل کنند.

۵- هپاتیت C : هپاتیت C ویروسی است که کبد را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند به شکل گیری سرطان کبد، سیروز، نارسایی کبد یا حتی مرگ منجر شود. حدود ۸۰ درصد از افراد مبتلا به هپاتیت C در ابتدا هیچ نشانه ای ندارند. امروزه، گسترش هپاتیت C به واسطه سوزن ها و سرنگ های آلوده که برای مصرف مواد مخدر استفاده می شوند، شایع‌تر از روش های دیگر است.

۶- سرطان روده بزرگ : برای افرادی که مرحله نخست سرطان روده بزرگ در آنها تشخیص داده می شود، نرخ بقای پنج ساله حدود ۹۲ درصد است. در مقام مقایسه، افرادی که مرحله چهار سرطان روده بزرگ – بیماری به اندام های دیگر بدن گسترش می یابد – در آنها تشخیص داده می شود تنها ۱۱ درصد شانس دارند.

با انجام کلونوسکوپی پزشک نه تنها در پی نشانه های سرطان است، بلکه اگر پولیپ – توموری غیر طبیعی که می تواند به سرطان منجر شود – داشته باشید، پزشک می تواند آن را از بین ببرد. در شرایطی که دستورالعمل کلی بر انجام کلونوسکوپی در فواصل زمانی ۱۰ ساله از ۵۰ سالگی به بعد اشاره دارد می توانید با پزشک خود درباره این که چه زمانی آزمایش ها را آغاز کنید، صحبت کنید، به ویژه اگر از سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان روده برخوردار هستید.

۷- ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) : ویروس پاپیلومای انسانی یک عفونت مقاربتی شایع است که تقریبا تمام افرادی که از نظر روابط جنسی فعال هستند، در برهه ای از زندگی خود به آن مبتلا می شوند. برای بیشتر افراد، این شرایط هیچ نشانه ای ایجاد نمی کند و به خودی خود برطرف می شود.

با این وجود، ویروس پاپیلومای انسانی می تواند تغییراتی در سلول ها را موجب شود که در نهایت به سرطان منجر شود. پیوند بین ویروس پاپیلومای انسانی و سرطان دهانه رحم توجهات بسیاری را به سوی خود جلب کرده است، اما این ویروس مسئول ۹۵ درصد از سرطان های مقعد، ۷۰ درصد سرطان هایی که دهان را تحت تاثیر قرار می دهند، ۶۵ درصد از سرطان های واژن و ۳۵ درصد از سرطان های آلت تناسلی مردان نیز است. آزمایش پاپ اسمیر برای تشخیص ویروس پاپیلومای انسانی و نشانه های سرطان دهانه رحم استفاده می شود.

۸- پوکی استخوان : شکستن یک استخوان به واسطه زمین خوردن نخستین نشانه ای است که بسیاری از مردم، به ویژه افراد مسن، را متوجه ابتلا به پوکی استخوان می کند. افزون بر افزایش سن، پوکی استخوان می تواند به واسطه سیگار کشیدن، مصرف الکل، چاقی، و استفاده بلند مدت از داروهایی خاص، از جمله استروئیدها، شکل بگیرد.

توصیه می شود بانوان آزمایش های تراکم استخوان به منظور شناسایی پوکی استخوان را از سن ۶۵ سالگی آغاز کنند. برای آقایان توصیه هایی استاندارد وجود ندارد، از این رو، با پزشک خود در این زمینه صحبت کنید. برای پیشگیری از ابتلا به پوکی استخوان، به میزان کافی کلسیم و ویتامین D مصرف کنید و انجام چند جلسه تمرینات مقاومتی در هفته را فراموش نکنید. انجام تمرینات قدرتی به طور قابل توجهی نرخ کاهش تراکم استخوان را کاهش می دهد.عصر ایران.

را هر روز با کوله‌باری از استرس به خانه می‌رویم؟

هیچ‌کس دوست ندارد با این حقیقت روبه‌رو شود که پس از مدت‌ها تلاش برای یافتن شغل، حالا در یک محیط بیمار مشغول به کار شده است.در چنین محیط کاری، «ترس» بر سایر انرژی‌ها غالب است، در حالی که در یک محیط کار سالم، «اعتماد» در جریان است.

ترس و اعتماد همزمان در یک محیط نمی‌گنجند. امکان همزیستی این دو حس وجود ندارد. محیط کار یا جای ترس است یا جای اعتماد.

کسانی که وانمود می‌کنند همزیستی این دو ممکن است، نمی‌خواهند این حقیقت را بپذیرند که «احساس ترس از مدیر یا کسی که در جایگاه قدرت است، همواره بر حس اعتماد غالب می‌شود.»

مدیران یا به کارکنان خود اعتماد دارند یا ندارند. مدیری که حس ترس در او غالب است، کسانی را استخدام می‌کند که به اصطلاح «بله قربان‌گو» باشند.

کارمندی که اندکی جرات و جسارت داشته باشد، در چنین محیطی دوام نمی‌آورد. مدیران بی‌پروا کارکنان خود را کنترل نمی‌کنند. آنها برای هر مساله کوچک و پیش پا افتاده‌ای سیاست و قانون وضع نمی‌کنند؛ چون می‌دانند که اگر چالش یا مشکلی پیش بیاید، کارکنان برای رفع آن پیش‌قدم می‌شوند.

مدیران بی‌پروا با سازوکارها و فرآیندهای کنترل کارکنان مخالفند؛ چون این فرآیندها باعث کاهش خلاقیت و قوه ابتکار کارکنان می‌شود. آنها جزئیات را اندازه‌گیری نمی‌کنند، مثل مدت زمان کار هر کارمند با کامپیوتر یا تک‌تک دقایقی را که صرف انجام یک فعالیت شده است. آنها می‌دانند که تمرکز بر اهداف مشترک و بزرگ و رسالت سازمان صدها بار مهم‌تر از اندازه‌گیری جزئیات است.

نشانه‌های یک محیط کار مبتنی بر ترس از این قرارند:

  • در محیطی که ترس بر آن حکمفرماست، همه کارکنان بر اهداف روزانه و شخصی خود تمرکز می‌کنند. آنها چاره‌ای جز این ندارند؛ چون اگر یکی از این اهداف محقق نشود، ممکن است کارشان را از دست بدهند. در محیطی که کارکنان تا سر حد مرگ ترسیده‌اند، نه خلاقیتی وجود دارد و نه مشارکتی.
  • در یک فرهنگ مبتنی بر ترس، مدیران و کارکنان منابع انسانی به این ترتیب عمل می‌کنند: تقسیم وظایف می‌کنند، نتایج را اندازه‌گیری می‌کنند، با متخلفان برخورد می‌کنند و دستور صادر می‌کنند. اما در یک فرهنگ سالم، مدیران و کارکنان منابع انسانی به صحبت‌های کارکنان گوش می‌دهند. مشکلات را با کمک آنها حل می‌کنند، موفقیت‌ها را با هم جشن می‌گیرند و موفقیت‌های بزرگ‌تر را ترسیم می‌کنند.
  • جایی که ترس حاکم است، کارکنان از بازگویی حقایق می‌هراسند؛ چون می‌دانند کسی تمایلی به شنیدن حقیقت ندارد. این را از کجا می‌دانند؟ پاسخ روشن است چون بزرگ‌ترین حقیقتی که همه آن را نادیده می‌گیرند همین نارسایی فرهنگی است: «فرهنگ این سازمان دچار مشکل است؛ اما اگر کسی درباره آن صحبت کند، تنبیه خواهد شد.»
  • در یک محیط مبتنی بر ترس، شایعات از گفت‌وگوهای رسمی معتبرتر هستند. در یک محیط کار سالم، مدیران و کارکنان درباره موضوعات مهم و چالش‌ها صحبت می‌کنند. آنها از مسائل و مشکلات فرار نمی‌کنند.
  • در یک محیط آلوده به ترس، کسی از فردایش خبر ندارد. کارکنان نمی‌دانند که هفته آینده هنوز هم شاغل خواهند بود یا خیر. حتی عملکرد عالی کارکنان هم نمی‌تواند امنیت شغلی آنها را تضمین کند. سایه ترس و تردید همواره بالای سر آنها است. مدیران از اینکه اعضای تیم خود را به رسمیت بشناسند یا از آنها قدردانی یا حمایت کنند، می‌هراسند؛ چون گمان می‌کنند که نتیجه این کارها چیزی جز دردسر نیست.
  • در یک فضای آمیخته با ترس، اولویت اصلی تیم‌ها، پیروی از قوانین و فرار از سرزنش است. یک چنین محیطی جای مشارکت، تجربه‌های جدید و خوش‌گذرانی نیست. اگر بیانیه ماموریت سازمان روی یکی از دیوارها نصب شده باشد، کسی به آن اهمیت نمی‌دهد؛ چون تنها ماموریتی که کارکنان روی آن تمرکز کرده‌اند، در این جمله خلاصه می‌‌شود: «مراقب باش کارها را خراب نکنی.»
  • در یک محیط مبتنی بر ترس، مدیران درباره مشارکت و تفکر خلاق صحبت می‌کنند؛ اما کسی این صحبت‌ها را جدی نمی‌گیرد. شما نمی‌توانید از یک کارمند مطیع و بله قربان‌گو انتظار خلاقیت یا مشارکت داشته باشید.
  • در یک محیط مبتنی بر ترس، کارکنان باهوش و با قابلیت هرگز ترفیع رتبه نمی‌گیرند. در عوض، کسانی ترفیع می‌گیرند که با تمام وجود پایبند به فرهنگ سازمان بوده‌اند.
  • در یک محیط آلوده به ترس، انسان ماندن سخت‌ترین کار ممکن است. اگر شما زیر سایه سنگین ترس بکوشید که حس شوخ‌طبعی، محبت و اعتماد خود را حفظ کنید، احتمالا به شما برچسب «غیرحرفه‌ای» می‌زنند.

اما آیا برای حل این مشکل، راه‌حلی به جز استعفا وجود دارد؟ بله. می‌توانی این موضوع را با مدیران مطرح کنی، اما همزمان، خودت را برای جست‌وجوی شغل جدید آماده کن چون ممکن است صحبت‌هایت به مذاق آنها خوش نیاید و تو را اخراج کنند. به هر حال، دیر یا زود باید خودت را برای یک گام بلند آماده کنی، گامی از ترس به سوی اعتماد.دنیای اقتصاد.

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here