بررسی آراستگی مدیران و کارمندان ، تردد با دمپایی در محیط اداری!

حتما شما به عنوان مراجعه کننده و یا همکار در میان سایر همکاران در ادارات دولتی مشاهده کرده اید که برخی کارمندان به دمپایی در حال تردد در اقصی نقاط محل کار اداری که البته محیطی رسمی! هم هست، می باشند!

چقدر با این وضعیت موافقید و یا مخالف؟

به گزارش هم رده به نقل از روزنامه اعتماد، نابسامانی و گسیختگی برخی امور که منجر به نارضایتی مردم می‌شود، یا عدم تقید برخی به رعایت نظم و قانون، سر در علل مختلفی دارد. یکی از آشکارترین دلایل آن عدم رعایت نظم و انضباط ظاهری است که سبب اشاعه حس «بی‌نظمی» در تمامی آحاد جامعه می‌شود.

نظم، نظم می‌آورد

بی‌نظمی و با نظمی هر دو پدیده‌هایی هستند که به راحتی جاری و ساری می‌شوند. اگر مدیر یک اداره در لباس پوشیدن و آراستن خود بر پایه عرف جامعه، همت نداشته باشد، همین بی‌نظمی و بی‌قیدی ظاهری‌اش خود به خود به تمامی سازمان تحت مدیریتش تسری پیدا می‌کند.

وقتی معابر و خیابان‌ها، بی‌نظم و فاقد خطوط و نشانه‌های مرسوم باشند و شکل کلی شهر بد ریخت و بد هیبت باشد، شهروندان به خود اجازه می‌دهند در خیابان‌ها مرتکب تخلف رانندگی بشوند، در معابر زباله بریزند و هیچ حساسیتی در آراستن نمای بیرونی خانه‌های خود نداشته باشند.

تحصیل حس رضایتمندی شهروندان فقط با انجام کارهای زیربنایی و بزرگ و راه‌اندازی پروژه‌های عظیم نیست.

تردیدی نیست که مدیریت کلان کشور باید برای توسعه و آبادانی و برقراری رفاه شهروندان بنا بر وظایف حاکمیتی خود به انجام پروژه‌های عظیم و ایجاد شغل و برپایی صنایع دست یازد، اما اموری اینچنین، رضایتمندی فوری در شهروندان ایجاد نمی‌کند. چیزی غیر از اینها هم لازم است.

برگردیم به همان بحث لباس آقای مدیر محترم

آراستگی و منظم و مرتب بودن از نشانه‌های جدی گرفتن وظایف و تقید به امور محوله است. لااقل در چشم بینندگان چنین حسی به وجود می‌آورد.

عدم تقید برخی از مدیران – که گاه تصویر چهره و قامت آنان را در رسانه‌ها می‌بینیم – به هماهنگی و نظم در لباس پوشیدن در من دو حس متفاوت ایجاد می‌کند: اول، تصور می‌کنم وقتی کارمندان اداره‌ای هر روز صبح با مدیری که لباس‌های چروک به بر و مویی ژولیده بر سر و کفش‌هایی خاک گرفته به پا دارد مواجه می‌شوند، تردید ندارم که در آن کارمندان «حس عدم تقید و بی‌نظمی» ایجاد خواهد شد. وقتی آقای رییس برای رفتن به محل کار و سازمان خود آنقدر ارزش قائل نیست که خود را بیاراید، پس هیچ چیز دیگری در آن سازمان مهم جلوه نخواهد کرد.

سوی دیگر این ماجرای بی‌اعتنایی به نوع لباس پوشیدن، یک نوع تظاهر به انقلابی بودن و عدم علاقه به امور دنیوی بوده است، گویی نمی‌شود انقلابی و دست پاک بود اما آراسته و منظم و مرتب هم جلوه کرد. اصلا این مترادف قرار دادن شخص انقلابی با فردی که لباس‌های نامرتب و نا هماهنگ می‌پوشد و مویی ژولیده دارد، ظلم به انقلاب است.

برای مرتب و منظم بودن لازم نیست از مد غربی پیروی کنیم. ما که سنت هزاران ساله در آراستگی و لباس ملی خودمان را داریم حاجتی به پیروی از روش غربی‌ها نداریم. اما حال که از بد حادثه کت و شلوار تبدیل به لباس رسمی و اداری شده است، می‌توان همان کت و شلوار را آراسته و هماهنگ به بر کرد. کمی دقت در هماهنگی رنگ‌ها و تمیزی و چروک نبودن پیراهن و کت و شلوار، جلوه‌ای از نظم و حسی از تقید سازمانی و اهمیت امور به خود و به همگان منتقل می‌کند.

ظاهر دکتر ولایتی

در میانه دهه شصت، آقای دکتر ولایتی پیراهنی به تن کرد که امروز به «یقه دیپلماتیک» یا اسامی دیگر معروف شده است. این نوع یقه و پیراهن، سابقه‌ای در تاریخ پوشاک ما دارد و ضمنا به خوبی جایگزین پیراهن‌های با یقه معمول طرح غیر ایرانی شد. از آن پس وزرای خارجه که نماینده مردم ایران در عرصه جهانی هستند همگی – به جز یک مورد – آراسته و منظم و مرتب در کنفرانس‌ها و مراسم و ملاقات‌های دیپلماتیک حاضر شده‌اند.

منظم و مرتب و آراسته لباس پوشیدن مدیران موضوعی ملی و مهم است. یک مدیر دولتی «حق» ندارد بی‌نظم و ژولیده جلوه کند. او نماینده حاکمیت و اقتدار ملی است. نمی‌توانیم با ظاهری نامنظم و ناهمگون از اقتدار سخن بگوییم، چون اقتدار مولود نظم است و تقید نظامیان به حفظ نظم و آراستگی در لباس‌ها به همین دلیل است.

مدیران برای آنکه نامنظم جلوه نکنند لازم نیست لباس‌های گرانقیمت و مارک‌دار و خارجی به تن کنند. کافی است دقت کنند که رنگ‌هایی در هماهنگی بپوشند، از پوشیدن جوراب سفید پرهیز کنند و مارک تبلیغی سر آستین کت را قبل از پوشیدن بردارند و کفش‌های‌شان همیشه تمیز و واکس زده باشد، همین.

تردد با دمپایی در سطح ادارات!

از دیگر آفاتی که در پوشش ظاهری در ادارات معمول شده، به پا کردن دمپایی است. اگر رفتاری را که در خانه داریم در اداره و سازمان هم پیشه کنیم، بدون تردید در نظم و انضباط محل کار و در نتیجه در بهره وری آن خلل افکنده‌ایم.

آرزو می‌کنم که این پدیده دمپایی هم از ادارات برچیده شود و کارمندان مقید شوند که در ساعات اداری با لباس رسمی در محل سازمان حضور داشته باشند و فقط به وقت نماز پوشیدن دمپایی مجاز باشد.

ایجاد حس رضایتمندی در مردم و در یکدیگر، از همین امور خرد و پیش پا افتاده آغاز می‌شود. به وقت بارش سنگین برف و به مشکل خوردن فرودگاه و معطلی صدها نفر و بی‌سامانی، ذکر اخبار و آمار و ارقام پروژه‌های در دست اجرا برای ارتقای وضعیت فرودگاه به کار نمی‌آید، اما کلامی محبت‌آمیز و از سر صدق، رسیدگی روحی و خوراک و آب رسانیدن به مردم معطل مانده در مردم «حس رضایتمندی» ایجاد می‌کند، آرام‌شان می‌کند، به آنها یادآوری می‌کند که در خانه خودشان هستند و دولتی دارند که از آنها حفاظت و مراقبت می‌کند، حال اگر کم و کاستی هست، چه باک؟ در کنار هم دست در دست هم اصلاحش می‌کنیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.