عوامل اصلی ایجاد فساد و افراد فاسد

این روزها اخبار دادگاه‌های مربوط به فساد ابعاد جدیدتری پیداکرده و هرروز سرِ یک سلطان بالای دار می‌رود! در اهمیت ماجرا همین بس که به قول یکی از نمایندگان سابق مجلس، مسئله فساد و وجود آن بقای حکومت و جامعه ایران را بیش از هر چیز دیگری تهدید می‌کند. ولی رویکرد ما به فساد در مبارزه با فساد نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت یا شکست این مبارزه دارد.

فساد فردی یا سیستماتیک

به گزارش هم‌رده به نقل از شهروند اگر فساد را امری فردی بدانیم طبیعی است که نگاهمان متوجه تربیت اخلاقی و نیز مجازات فرد متهم به فساد می‌شود؛ یا می‌گوییم مردم و جوانان را تربیت کنیم یا می‌گوییم افراد فاسد را به اشد مجازات برسانیم.

ولی اگر رویکرد و نگرش ما به فساد سیستماتیک و نظام‌مند باشد، قضیه به‌کلی متفاوت می‌شود. نه این‌که بر تربیت و مجازات تأکید نشود، بلکه این کار جزء کوچکی از مبارزه با فساد خواهد بود. اقدامات قضائی اگر در چارچوب قانون و به‌صورت منصفانه انجام شود، حتماً خوب است، ولی مشکل فساد را حل نخواهد کرد.

بانک جهانی در گزارش توسعه سال ٢٠١٧ فساد سیستماتیک را استفاده خصوصی از منابع عمومی تعریف و ١٠ مشخصه برای آن به شرح زیر ذکر می‌کند:

١ – انحصاری بودن قدرت مرکزی
٢ – دسترسی انحصاری به ثروت عمومی
٣ – امکان ارجحیت دادن اراده شخصی بر قانون یا حاکمیت قانون
۴ – نبود رقابت سالم و آزاد در بازار
۵ – داشتن امتیاز خاص در بهره‌برداری از منابع
۶ – بهره‌برداری از منابع از طریق روابط سیاسی
٧ – حمایت سیاسی برای داشتن شغل و پست
٨ – نقض قوانین با استفاده از قدرت سیاسی
٩ – نبود عدالت اجتماعی در پروسه قانون‌گذاری
١٠ – پایین بودن هزینه فساد در نظام اداری

از ۱۰ شاخص ۹ تای آن در ایران وجود دارد

اگر به این گزارش توجه کنیم، قانون مجازات افراد فاسد، در بهترین حالت شاخص دهم را آن‌هم در اندازه محدودی بهبود می‌دهد، ولی ٩ شاخص دیگر که کمابیش در ایران وجود دارد دچار هیچ تحولی نمی‌شوند، شاید بدتر هم بشوند.

کافی است که به برخی از این شاخص‌ها توجه کنیم. شاخص هفتم یعنی حمایت سیاسی برای داشتن شغل و پست، به‌سادگی منشأ فساد است و آن را تا عمیق‌ترین لایه‌های جامعه گسترش می‌دهد. توزیع پست و مقام باید بر اساس شاخص شایستگی باشد و ربطی به وابستگی‌های سیاسی و از آن بدتر قومی و خانوادگی نباید داشته باشد.

هنگامی‌که به برخی از ادارات می‌رویم، می‌بینیم که بسیاری از کارکنان از یک منطقه کشور هستند و به‌نوعی یک اجتماع کوچک محلی در اداره خود ایجاد کرده‌اند، بعد متوجه می‌شویم که در یک مقطع زمانی خاص یکی از روسای آن سازمان اهل آن منطقه بوده و تا آنجا که توانسته اقوام و ایل‌وتبار منطقه خود را فارغ از هرگونه شایستگی و صلاحیت حرفه‌ای به استخدام درآورده است.

این افراد حتی اگر شایستگی نسبی هم داشته باشند، چون در یک محیط قومی و قبیله‌ای قرار می‌گیرند، رفتار و عملکردشان مطابق منافع سازمان نخواهد بود.

در دنیا شایستگی فردی ملاک استخدام است

اخیراً یکی از همکاران تعریف می‌کرد که چگونه یکی از نزدیکانش فقط بر اثر ارسال کارنامه شغلی خودش و پس از مصاحبه در یک کشور اروپایی کار پیداکرده است؛ کاری که حقوق خوبی هم دارد، ولی همان فرد در ایران باید از طریق رابطه، کاری متوسط با درآمد نه‌چندان خوب پیدا کند، البته اگر چنین رابطه‌ای را داشته باشد.

طبیعی است که کسانی جای چنین فردی در مصدر امور قرار می‌گیرند که صلاحیت کافی ندارند و این فرد برای بقای خود یا پرداخت هزینه انتصاب خود چاره‌ای ندارد جز این‌که فساد کند. فساد هم آن‌قدر چندلایه است که بیشتر آنها را نمی‌توان در چارچوب‌های مرسوم قانونی کشف، رسیدگی و مجازات کرد.

نمونه روشن این وضع را در دولت گذشته می‌بینیم؛ دولتی که ٨ سال از سال ١٣٨۴ تا ١٣٩٢ مصدر کار بود و ٨٠٠ میلیارد دلار کشور را مصرف و تلف کرد ولی شغلی ایجاد نکرد، درحالی‌که حداقل باید ۵ میلیون شغل ایجاد می‌کرد. عملکرد چنین دولتی جز در چارچوب اتلاف منابع و فساد قابل‌تجزیه و تحلیل نیست.

عوامل اصلی ایجاد فساد و افراد فاسد
(100%) 1 رای

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دانلود رایگان قالب و افزونه های پریمیوم و اورجینال فارسی شده برای وردپرسکلیک کنید