بی توجهی به جوانگرایی، فساد بزرگ مدیریت سالمند و بی تحرک کشور است

مهارت مدیریت

رهبر انقلاب در بیانات خود، ضمن تشریح هشت جهادی که در ۴۰ سال گذشته جوان های ایران اسلامی در آن نقش آفرین و راه‌گشا بوده‌اند، عملاً پیروزی در جنگ اقتصادی فعلی را هم منوط به حضور جوانان کردند. این گزاره، تکالیفی را هم برای جوانان ایجاد می کند و هم برای مسئولان.

به گزارش هم رده به نقل از خراسان، در واقع اگر قرار باشد نقش آفرینی جوانان در شرایط فعلی به نتیجه مطلوب برسد، باید الزاماتی را رعایت کرد. بخشی از این تکالیف که مربوط به خود جوانان است مورد تشریح رهبری قرار گرفت. از جمله ایشان اشاره کردند که جوانان اولاً باید حضور و وجود دشمن را حس کنند، ثانیاً به توانایی های خود برای مقابله با او واقف شده و به عبارتی اعتماد ‌به نفس لازم را به دست آورند و در نهایت عرصه‌ تهاجم را به دقت بشناسند و با ابتکارات خود با آن مقابله کنند.

در عین حال به نظر می رسد موفقیت آمیز بودن ورود جوانان، الزامات دیگری هم دارد. یکی از این الزامات و شرایط که در همین جلسه مورد اشاره قرار گرفت، مستقیماً متوجه مسئولان کشور است و آن چیزی نیست جز میدان دادن به جوانان. به عبارت دیگر مدیران پیر کشور در خوشبینانه ترین حالت ممکن اگر خسته و بی‌حال و ازکار‌افتاده نباشند، تنها می توانند راهنمایی کنند.

به تصریح رهبری متأسفانه بعضی از مدیران اهمیت حضور جوانان را درک نکرده و در عمل مورد توجه قرار نداده و حتی بعضاً سعی می کنند وانمود کنند جوانان مشکل کشورند! پیر بودن مدیران کشور، شجاعتِ گرفتن تصمیمات سرنوشت ساز را از مدیران می گیرد و همین موضوع سبب می شود که بدیهی ترین موضوعات مانند تغییرات در مدیران اقتصادی دولت ماه ها طول بکشد تاجایی که نه دولت هزینه را برعهده بگیرد و نه مجلس.

از دیگر آثار این خمودگی، گرفتار شدن در روزمرگی ها و نداشتن ابتکار عمل و خلاقیت در مواجهه با مشکلات است. نفی حضور دشمن و وادادگی در برابر او و القای این سیاست خطرناک که راهی جز تسلیم وجود ندارد، از دیگر تبعاتی است که میدان ندادن به جوانان به دنبال دارد.

اگر جمهوری اسلامی توانسته از گردنه هایی چون مبارزه با طاغوت، مقابله با تجزیه طلبی، دفاع از تمامیت ارزی کشور، دفع نسبی تهاجم فرهنگی، جهاد علمی و تقابل با تروریسم تکفیری عبور کند، یکی از رموز آن اعتماد به جوانان و همت آنان بوده است .هر کدام از عرصه های گفته شده هزینه ها و سختی هایی دارد که حضور در آن را برای این مدیران دشوار می کند.

در شرایط فعلی نیز عرصه و گردنه اقتصاد یکی از معبر های مهمی است که می توان با تکیه بر نیرو و توان جوانان در کنار راهبری پیران مجرب از آن عبور کرد چه آن که قطعا محافظه کاری پیران و گاه وابستگی های آنان به مناسبات و روابط خاص قفل محکمی بر هر گونه اصلاح و توسعه اقتصادی می زند.

جوانان همتراز کلید استمرار انقلاب اسلامی

همچنین روزنامه جوان نوشت : دال مرکزی سخنان مقام معظم رهبری در اجتماع پرشکوه بسیجیان بر دو گزاره «مدیریت جوانان» بر کشور و «شکست تحریم» دشمنان متمرکز بود که البته شرط تحقق دومی از مسیر توجه به اولی می‌گذرد. عنصر جوانی اکسیری است که جوانان آن را نمی‌فهمند و نمی‌شناسند، اما کسانی که از سنین جوانی گذر می‌کنند متوجه آن می‌شوند. بنابراین شناخت شاخص‌های جوانی معمولاً بعد از گذار از آن ادراک می‌شود، اما بر سر این مسئله اتفاق‌نظر وجود دارد که منشأ تحولات سیاسی- فرهنگی و اجتماعی ایران معاصر جوانان بوده‌اند.

اما چرا مقام معظم رهبری صدباره بر جوانان تأکید دارند؟ برای فهم آن اول باید خصایص «بزرگ‌ترها» را شناخت. مدیران مسن را به تجربه می‌شناسند، اما در روند مدیریت همین مجربان انرژی و نوآوری نمی‌بینید. دچار روزمرگی و ارضا‌شدگی هستند. زدگی و بی‌حوصلگی در آنان مشهود است و از همه مهم‌تر احساس ارشد بودن باعث محروم کردن خود از مشاوره و نظرات دیگران می‌شود. قطعاً کسی که ۲۵ سال وزیر بوده به روزمرگی افتاده است و از سوی دیگر خود را ارشد می‌داند و هر پیشنهادی را به «ما در این راه خیلی پیراهن پاره کرده‌ایم» ارجاع می‌دهد.

اما عنصر جوانی مملو از نشاط، تحرک، خستگی‌ناپذیری، روزآمدی و انعطاف است. در جمهوری اسلامی این اصل ویژه است. زیرا «کادرسازی» از مهم‌ترین نیازمندی‌های استمرار و استکمال جمهوری اسلامی است. اگر جوانان وارد چرخه مدیریتی کشور نشوند هم کادرسازی نظام محقق نخواهد شد هم چرخه مردم‌سالاری معیوب به جلو خواهد رفت.

مدیران اداری، علمی و تئوریک آینده ایران جوانان عصر حاضرند و اگر قرار است وزرا و مدیران ارشد کشور، ۴۰-۳۰ سال درجا بزنند آینده انقلاب چگونه پیش خواهد رفت؟ وقتی که به هیبت، شمایل و مشی بسیاری از مدیران کشور نگاه می‌کنید قرابتی با آموزه‌های امام و شاخص‌های بومی نمی‌یابید. ذائقه، منش، رفتار، زندگی و شکل ظاهری همسویی با ارزش‌ها و افق‌های انقلاب اسلامی را تأیید نمی‌کند. بنابراین می‌توان فهمید که کادر نظام جمهوری اسلامی به دلیل بی‌توجهی به جوانان رو به «لاغری» است و همین مهم‌ترین ضربه به جمهوری اسلامی و مهم‌ترین نیاز غرب و گفتمان رقیب است.

غربِ پیر نیز این مهم را دریافته است. به اتریش، فرانسه، کرواسی و… بنگرید مدیران آنان زیر ۵۰ سال هستند حال در جامعه جوان ما به این مهم بیشتر نیازمندیم.

«فلانی هنوز بچه است» کلید‌واژه بسیاری از نیروهای نسل اول و دوم انقلاب است، اما باید بپذیریم که تجربه پیران برای مشاوره ذی‌قیمت است، اما میدان‌داری مدیران ارضاشده‌‌ مالی و سیاسی، کشور را به روزمرگی می‌کشاند و فاقد ایده‌‌ برون‌رفت از مشکلات می‌کند.

بی توجهی به ظرفیت جوان، مروری بر تاکیدات رهبر انقلاب بر جوانگرایی

مهر در این زمینه نوشت : علی رغم تاکیدات رهبر معظم انقلاب به ضرورت استفاده از جوانان در عرصه های مختلف اداره کشور و نگاهی به انتصاب های ایشان، متاسفانه کشور از بی توجهی به ظرفیت جوانان رنج می برد.

یکی از شعارهای اصلی نامزدهای ریاست جمهوری در چند دوره اخیر، جوان گرایی و استفاده از ظرفیت بانوان در اداره کشور بوده است، شعارهایی که بعد از روی کار آمدن دولت ها، عمدتا مغفول مانده اند. این وعده ها در سطوح پایین تر مدیریتی نیز کاملا ملموس و قابل پیگیری است؛ از وعده های شهرداران گرفته تا نمایندگان مجلس و… .

در واقع باید گفت شعار درباره جوان گرایی لااقل در دو دهه اخیر، وعده ای صرفا تبلیغاتی و غیر اجرایی بوده است و مصادیق بسیار آن را می توان در بیکاری جوانان، عدم بهره گیری از پتانسیل آن ها در مدیریت کشور، موج بازنشستگان شاغل در ادارات و بویژه جایگاه های مدیریتی و… مشاهد کرد.

میانگین سنی وزرا در هر دوره افزایش می یابد

اگر به میانگین سنی کابینه‌های مختلف از ابتدای انقلاب تا کنون نگاهی بیندازیم با پدیده‌ جالبی مواجه خواهیم شد. به عنوان نمونه، میانگین سنی کابینه در دولت پنجم اندکی بیش از ۴۰ سال بوده است و در دولت ششم، میانگین به ۴۴ سال ارتقا یافته است.

ارتقای میانگین سنی کابینه پس از آن نیز ادامه داشته است. میانگین سنی دولت هفتم حدود ۴۶ سال بوده است. این میانگین در دولت هشتم تا ۴۸ سال ارتقا پیدا کرده است. میانگین سنی دو کابینه نهم و دهم ۴۹ و ۵۱ سال بوده است و حالا هم در دو دولت یازدهم و دوازدهم میانگین به مرز ۶۰ سال رسیده است.

میانگین ۶۰ ساله، یعنی استفاده از جوانان دیروز و بازنشستگان فعلی. این در حالی است که یکی از مهمترین وعده های انتخاباتی رئیس جمهور، استفاده از ظرفیت جوان بوده است.

یک چهارم جمعیت کشور، جوان هستند

بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، ۵۰ درصد جمعیت زیر ٣٠ سال قرار دارند. از سوی دیگر بر اساس اعلام مرکز آمار ایران سهم جمعیت جوان (٢٩-۱۵ ساله) از سال ١٣٩۶ تا سال ۱۴۰۵ از ٢٣.٩ درصد به ١٩.۶ درصد کاهش می یابد. این آمار یعنی جای خالی حدود یک چهارم جمعیت کشور در تصمیم گیری و تصمیم سازی کاملا مشهود است. از سوی دیگر همین جمعیت جوان به این دلیل که در معرض توانمندسازی تجربی قرار نگرفته اند، قطعا در آینده می توانند با چالش هایی رو به رو شوند و کشور را نیز از بهره وری کامل پایین تر بیاورند.

ما در شرایطی هستیم که نسل پیشین مدیران که چهل سال است در سطح اول مدیریت قرار جا خوش کرده‌اند، توان اجرایی خود را به شکل آشکاری از دست داده‌اند و در عین حال، پشتوانه‌سازی وسیع برای جایگزینی این مدیران هم صورت نگرفته است. اکنون چند مدیر دهه پنجاهی و دهه شصتی داریم که بتوانند در مسند وزیر قرار بگیرند؟

برعهده دولت است که با اعتماد به همین نیروهای معدود و ایجاد امکانی برای آنها تا بتوانند تجربه و کارآمدی خود را همچون وزیر ارتباطات نمایان سازند، روند پشتوانه‌سازی برای آینده مدیریتی کشور را فراهم سازد.

مروری بر بیانات رهبر انقلاب در سخنرانی های اخیر و تاکید بر جوانان

بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی(۲۷مهر ۹۶)

من همیشه وقتی در بین جوانها هستم -بخصوص جوانهای نخبه- در درجه‌ی اوّل، احساس شکر میکنم؛ شکر خدای متعال؛ ما بِکُم مِن نِعمَهٍ فَمِنَ الله؛(۲) شما نعمت خدا هستید برای ما؛ عطیّه‌ی الهی برای دلسوزان نظام محسوب میشوید. برای ما -کسانی که عمر طولانی گذرانده‌اند- شما جوانها حقیقتاً یک لطف الهی و نعمت الهی هستید؛ شکر. دوّم امید؛ به آینده‌ی کشور اهمّیّت میدهیم؛ به افقی که در مقابل چشممان هست اهمّیّت میدهیم؛ شما را که انسان میبیند، امیدوار میشود به اینکه این آینده، آن‌چنان که امید و آرزو داشتیم ان‌شاءالله تحقّق پیدا خواهد کرد.

جوانها از فرصت استفاده کنید. امروز فرصت برای شما هست که بتوانید آینده‌ی کشورتان را بسازید. زمان شما با زمان جوانی ما فرق دارد. جوانی ما دوران ناامنی بود، دوران سختی بود. در سنین شما، ما یا در زندان بودیم، یا زیر فشار بودیم، یا زیر شکنجه بودیم، یا در تبعید بودیم. بعد هم که انقلاب پیروز شد -آن سالهای اوّل انقلاب- شب و روز کار و تلاش بود؛ استراحت وجود نداشت؛ دائم [کار بود]. حالا بنده بعد از یکی دو سال رئیس‌جمهور شدم؛ کسانی که با هم بودیم، بعضی‌شان رئیس‌جمهور هم نشدند، مشغول تلاش و کار [بودند]، ما هم که رئیس‌جمهور شدیم، یک‌جور دیگر تلاش و کار [میکردیم]. یعنی واقعاً سختی کشیدیم در دورانی که در سنین شما و اندکی بعد از سنین شما بودیم. شماها نه، شماها در امنیّتید، در آرامشید، در فرصت علمی هستید، توانایی دارید، تشویق میشوید، گرامی داشته میشوید! این را قدر بدانید، از این فرصت استفاده کنید. گوهر گران‌بهای جوانی در اختیار شما است و این همان گوهر گران‌بهایی است که خدای متعال در قیامت از ما سؤال میکند که جوانی‌تان را چه‌جوری گذراندید؟

یکی از چیزهایی که از ما سؤال میشود این است که جوانی را چه‌جوری گذراندید؟ باید جواب بدهیم. شما وظیفه‌ی الهی و وظیفه‌ی وجدانی را فراموش نکنید؛ هرچه میتوانید تلاش کنید. و تلاشتان نافع خواهد بود؛ یعنی شما میتوانید مسیر کشور را اگر چنانچه غلط است، برگردانید به مسیر درست؛ آنجاهایی که اشکال دارد، آنجاها را میتوانید برگردانید. خوشبختانه جهت‌گیری در کشور جهت‌گیری درستی است؛ البتّه اشکالات در گوشه‌وکنار فراوان وجود دارد امّا جهت‌گیری درست است؛ [لذا] میتوانید اشکالات را برطرف کنید؛ میتوانید کمک کنید که جهت‌گیری‌ها خراب نشود، عوض نشود، دچار انحراف نشود. این کاری است که شما جوانها -جوانهای دانشمند و عالم- میتوانید بکنید. از این فرصت استفاده کنید، بدانید که ان‌شاءالله خدای متعال به شما کمک خواهد کرد؛ وَ الَّذینَ جٰهَدوا فینا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنا؛(۱۶) در راه خدا وقتی مجاهدت میکنید، خدای متعال خودش شما را هدایت میکند. وَ مَن یُؤمِن بِاللهِ یَهدِ قَلبَه؛(۱۷) خدا دلهای شما را هدایت میکند به آن کاری که باید انجام بدهید. نیّتهایتان را نیّتهای احساس وظیفه و انجام وظیفه و نیّتهای خدایی کنید؛ ان‌شاءالله خدا هم کمک خواهد کرد. و من مطمئنّم شماها در ده‌ها سال آینده که ان‌شاءالله دیگر همه‌کاره‌ی کشور شماها هستید، در آن روز یک ایرانِ بمراتب بهتر، پیشرفته‌تر، منظّم‌تر و مرتّب‌تر از امروز را در مقابلِ خودتان خواهید داشت و ان‌شاءالله آن را اداره خواهید کرد.

مروری بر بیانات رهبری انقلاب در دیدار با بسیجیان(سوم خرداد ۹۵)

بسیج بیست میلیونی که امام اعلان کردند و سازمان بسیج که تشکیل شد، اصلاً معنای این کار چه بود؟ معنای این کار این بود که خدای متعال به امام بزرگوار این تعلیم را داد، این الهام را کرد که سرنوشت انقلاب را بسپرد دست جوانها؛ نه‌فقط جوانهای آن روز. وقتی جوانها وارد میدان شدند، این امانتی را که دست آنها سپرده شده است، این اعتمادی را که به آنها شده است، دست‌به‌دست در طول زمان به یکدیگر منتقل می کنند؛ و همین اتّفاق افتاده است. شاید نود درصد شماها که اینجا هستید، نه دوران امام را دیده‌اید، نه امام را مشاهده کرده‌اید، اکثرتان جنگ را ندیده‌اید امّا روحیّه، همان روحیّه است. نه اینکه من از اظهاراتی که این جوانهای عزیزمان اینجا کردند این را الهام بگیرم؛ نه، من اطّلاع دارم، من مرتبطم با جوانها.

روحیّه‌ی امروز جوانهای ما همان روحیّه‌ی جوانهای آن‌وقت است؛ با این تفاوت که آنها آن‌وقت در وسط کوره‌ی انقلاب بودند، امروز آن [شرایط] نیست، درعین‌حال آن روحیّه هست. تفاوت دیگر اینکه بصیرت و آگاهی و تجربه‌ای که جوانهای ما امروز دارند، آن روز وجود نداشت؛ یعنی ما پیش رفته‌ایم. امام سرنوشت انقلاب را سپرد به شما جوانها؛ و هر مجموعه‌ی جوانی، هر نسلی، وقتی از جوانی پا میگذارد به میانسالی، در واقع این امانت را تحویل میدهد به نسل جوان بعد از خودش و این سلسله تمام‌نشدنی است.

البتّه معنای اینکه ما میگوییم حفظ انقلاب و پاسداشت انقلاب را امام به جوانها داد، این نیست که غیر جوانها مأموریّت ندارند؛ چرا، این مأموریّت همه است؛ از پیرمرد هشتادساله و بالاتر از هشتادساله تا نوجوان، از مرد تا زن، از نخبه تا غیر نخبه و مجموع آحاد ملّت و کشور مأموریّت دارند انقلابشان را حفظ کنند؛ این وظیفه‌ی همه‌ی ما است؛ امّا جوان پیش‌ران است، موتور حرکت است. اگر نسل جوان نمیبود و نمیخواست و اقدام نمیکرد، حرکت متوقّف میشد؛ اندیشه‌ی پیران و فکر و تجربه‌ی آنها آن‌وقتی به کار می‌آید که حرکت جوانانه‌ی جوانان وجود داشته باشد؛ پیش‌ران این حرکت، جوانها هستند. بنابراین امروز، شما جوانهایی که امام را ندیده‌اید مخاطب امامید، امام با شما حرف زده است، امام با شما صحبت کرده است. مراجعه کنید به مطالب امام. این یک نکته.

مروری بر بیانات در دیدار نخبگان علمی جوان(۲۸ مهر ۹۵)

اوّلاً نخبگان -جوانها، بخصوص جوانان نخبه- هدایای نفیس الهی هستند به یک ملّت و یک کشور. همه‌ی کشورها از چنین هدایایی، با این حجم، با این گستردگی، با این عدد فراوان برخوردار نیستند. این یکی از خصوصیّات کشور ما است که در آن استعدادهای انسانی، با کیفیّت خوب و کمّیّت فراوان وجود دارد؛ این جزو خصوصیّات کم‌نظیر کشور ما است؛ این یک هدیه‌ی الهی است، هدیه‌ی بسیار نفیس و باارزشی است. نتیجه این است که مسئولان کشور بایستی این امانتها را گرامی بدارند، حفظ کنند، چون این هدیه امانتی است در دست مسئولان؛ از بنیاد نخبگان و آقای دکتر ستّاری و شورای عالی انقلاب فرهنگی بگیرید، تا وزارت آموزش عالی و بهداشت‌ودرمان و آموزش‌وپرورش و بقیّه‌ی دستگاه‌های دولتی که ارتباطی با نیروی انسانی و با نیروی جوان میتوانند داشته باشند؛ اینها در دست آنها امانتند. امانت نفیس را باید خیلی مراقبت کرد؛ برای حفظ آن، و آن‌وقتی که این امانت قابل رویش و افزایش است، برای رویش و افزایش آن باید احساس مسئولیّت کنید.

ما میخواهیم یک جامعه‌ای و کشوری در فضای علمیِ دنیا سر بلند کند که دنیا را از جهالت و ضلالتی که به آن دچار است نجات بدهد. جوانهای عزیز! این شدنی است. اگر شما بتوانید کشورتان را پیشرفته کنید از لحاظ علمی، از لحاظ اعتمادبه‌نفس، از لحاظ ابتکارات، از لحاظ تلاش، در این دنیای سرشار از جهالت و ضلالت، یک کشوری سر بر خواهد آورد که از لحاظ شاخصهای مورد قبول دنیا -شاخص علم، شاخص پیشرفت فنّاوری، شاخص ثروت، شاخص مادّیّات و شاخصهای انسانی- و درعین‌حال برخوردار از معنویّت و شرافت و توجّه به خدا و ایمان و اعتماد به خدا در سطح عالی قرار میگیرد. این اگرچنانچه به‌وجود بیاید، مهم‌ترین مؤثّر و تأثیرگذارنده‌ی در جلب ایمانها و دلهای مردم خواهد بود؛ بشریّت را میتوانید شما نجات بدهید. اینکه ما برویم یکی یکی بنشینیم کنار افراد، استدلال کنیم برای اینکه ذهن اینها را به سمت ایمان به خدا و اسلام جلب کنیم، اثرش در قبال یک‌چنین حرکتی، مثل یک اعشاریِ یک صدم و یک هزارم و یک میلیونیوم در مقابل یک عدد کلانِ بزرگ است؛ مثل قطره‌ای در مقابل دریا است؛ ما میخواهیم یک چنین حادثه‌ای اتّفاق بیفتد. مردم عالم -بشریّت- باید از این ضلالت، از این جهالت نجات پیدا کنند؛ این را شما میتوانید انجام بدهید.

نامه‌ای به رهبری در خصوص استفاده از جوانان

سجاد عابدی در خبرآنلاین نوشت : راه پیشرفت و توسعه امروز و فردای کشور الگو قرار دادن ایدئولوژی شایسته‌سالاری بر مبنای استفاده از جوانان متخصص، متعهد و آموزش آن‌ها برای فردایی بهتر است. بهترین راهکار برای حکومت، تعامل میان ۲ نسل است، مدیران با تجربه و متخصص و پخته با سنین بالا و مدیران جوان، پرکار و پر انرژی. حاصل جمع این ۲ گزینه بی‌تردید عبور از بحران و پیشرفت سریع را برای میهن عزیزمان به ارمغان خواهد آورد، مشروط بر این که این متخصصین با گذشت زمان، به گرگ‌های درنده و روباه‌های فریبنده تبدیل نشوند و زمامداران نیز در انتصاب و انتخاب، خدا را حاضر دانسته، به مردم و کشور نگاه کنند نه بر رفاقت‌ها و رقابت‌های دیروز!

رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران

حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) سلام علیکم

یادم هست شما در سومین نمازجمعه ماه مبارک رمضان ۲۰ شهریور ماه ۱۳۸۸، با تبیین سلوک سیاسی مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب(ع)، رفتار سیاسی امام خمینی را منطبق با سلوک و سیره امیرمومنان برشمردید و تأکید کردید: یکی از ویژگی‌های سیاست‌ورزی حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام، پرهیز از مکر و فریب بود در حالی که در نظام‌های سکولار و نگرش‌های مبتنی بر جدایی دین از سیاست، استفاده از هر روشی از جمله مکر و حیله اشکالی ندارد.

شما افزودید: در مکتب سیاسی مولای متقیان، توسل به ظلم و دروغ برای پیروز شدن جایگاهی ندارد و حضرت علی علیه‌السلام به طور جدی از مردم می‌خواستند که با تملق و چاپلوسی با او سخن نگویند. مدارا با مخالفان و حتی دشمنان تا حد ممکن، ویژگی دیگری از سلوک سیاسی امیرمومنان بود که شما به آن پرداختید.

شما در این زمینه خاطرنشان کردید: آن حضرت در مقاطع و حوادث مختلف تا آنجا که امکان داشت با مخالفان و معارضان با تسامح و خوش رفتاری برخورد می‌کردند اما اگر در نهایت چاره‌ای باقی نمی‌ماند، با قاطعیت مقابل آن‌ها می ایستادند.

شما بیان استدلال و منطق در مقابل دشمنان و مخالفان را یکی دیگر از ویژگی‌های سلوک سیاسی امیرالمومنین علی علیه‌السلام برشمردید و افزودید: رفتار آن حضرت با همه افراد و جریان های معارض و مخالف، یکسان نبود و میان آن هایی که با وجود داشتن اهداف حق، از روی جهالت و قشری‌گری، به راه انحراف و اشتباه می‌افتادند، با افرادی که از ابتدا در راه باطل بودند تفاوت قائل می‌شدند ضمن این‌که آن حضرت در مقابل انحراف و توسل به ظواهر دینی، قاطعانه می‌ایستادند.

شما توام بودن سیاست با اخلاق و معنویت را موجب کمال مردم و جامعه دانستید و افزودید: در غیر این صورت، سیاست‌ورزی، وسیله‌ای برای کسب قدرت، ثروت و پیش بردن امور دنیوی خواهد بود و به آفتی برای جامعه و حتی سیاست‌ورزان تبدیل خواهد شد.

شما در آغاز خطبه دوم نماز در سخنانی که مخاطب اصلی آن جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی و «مسئولان سابق و کنونی کشور» بودند به بررسی انشعاب‌هایی پرداختید که در ۳۰ سال اخیر در جریان اصیل مردم و انقلاب به وجود آمده است.

شما علت برخی از این انشعاب‌ها را اختلاف در «مبانی و عقاید» دانستید و افزودید: برخی انشعاب‌ها و اختلاف‌ها نیز در واقع بر سر منافع بوده اما برخی دیگر، اختلاف نظر بر سر چگونگی اجرای اصول بوده است که باید با هر کدام برخورد متفاوتی شود.

شما با تبیین برخوردهای امام خمینی (ره) با انشعاب‌ها و اختلافات، خاطرنشان کردید: امام راحل به تأسی از سلوک سیاسی امیرمؤمنان «به تناسب ماهیت و جوهره جریان‌های سیاسی و انشعابی»، با آن‌ها برخوردهای متفاوتی می‌کردند. شما با اشاره به سوابق انقلابی و مذهبی جریان های انشعابی خاطرنشان کردید: ماهیت برخی از این اختلاف‌ها، تفاوت دیدگاه در روش‌های اجرای اصول بود اما عده‌ای با اختلافات بنیادین و یا دعوا بر سر منافع، کار را به درگیری و معارضه با امام و انقلاب کشاندند و تلاش کردند مبانی غلط را مانند سمی مهلک در روح و کالبد نظام رسوخ دهند که امام وقتی این خطر را احساس کردند مدارا را کنار گذاشتند و با آن‌ها برخورد قاطع کردند.

شما، اختلاف در سلایق و روش‌ها را بر خلاف اختلاف در مبانی، دارای منافعی برای جامعه دانستید و افزودید: وجود افراد و جریان‌های منتقد و صاحب دیدگاه‌های متفاوت به نفع کشور است به شرطی که این اختلاف سلایق در چارچوب اصول یعنی «اسلام، قانون اساسی و رهنمودها و وصیت‌نامه امام» باشد، نه مسائلی که اسمش را اصول می‌گذارند اما در حقیقت با مبانی و اصول انقلاب بیگانه است.

شما خاطرنشان کردید: برخلاف برخی تبلیغات، اگر کسی یا جریانی، عقیده‌ای مخالف داشته باشد و اصطلاحا دگراندیش باشد نظام با او کاری ندارد اما اگر جریانی به معارضه و ضربه زدن روی آورد و بر روی انقلاب شمشیر بکشد، هم‌چنان که در هیچ جای دنیا تحمل نمی‌شود، در ایران نیز، نظام در دفاع از خود با او برخورد قاطع خواهد کرد.

شما جذب حداکثری و دفع حداقلی را سیاست نظام در قبال جریان‌های مختلف کشور اعلام کردید و افزودید: نظام تا جایی که مجبور نباشد با جریانی برخورد نمی‌کند بنابراین اگر کسی و جریانی دنبال خشونت نرود، برای بر هم زدن امنیت و آسایش جامعه تلاش نکند، با مبانی نظام معارضه نکند و دنبال دروغ پراکنی و شایعه سازی نباشد، در فعالیت ها و ابراز عقاید خود آزاد است و هیچ کسی با او کاری نخواهد داشت.

شما سهل‌انگاری در مقابل لغزش‌ها و انحرافات کوچک را زمینه‌ساز انحرافات بزرگ و سقوط نهایی خواندید و با استناد به آیات قرآنی خاطرنشان کردید: لغزش ها، تدریجا، انسان را از درون فاسد می کند و این فساد، به انحراف در عمل و گاه به انحراف در عقیده منجر می‌شود بنابراین همه باید ضمن رعایت تقوا، مراقب یکدیگر از جمله اعضای خانواده خود باشیم.

شما در همین زمینه مردم را به موعظه و نصیحت مسئولان توصیه کردید و افزودید: مردم به وسایل و روش‌های گوناگون مسئولان را نصیحت کنند تا مبادا آنها دچار لغزش شوند چرا که انحراف و لغزش مسئولان، برای نظام، کشور و مردم خطرناک‌تر است.

شما، نظام اسلامی را نیز مانند یک فرد، در معرض خطر لغزش و انحراف و فساد خواندید و افزودید: اگر همه مراقب نباشیم ممکن است اسم و ظاهر جمهوری اسلامی باقی بماند اما سیرت و رفتار و عملکرد و برنامه‌های نظام، غیر اسلامی شود. شما حرکت جامعه و کشور به سمت عدالت‌خواهی، رفتار و اخلاق دینی، “رشد فکری و علمی و صنعتی” در فضای آزادی، و ایستادگی مقتدرانه در مقابل “دشمنان و جبهه ظلم بین المللی” را از جمله نشانه‌های سلامت و دوری نظام از فساد و بیماری دانستید.

شما افزودید: مردم بیدار باشند و بدانند اگر مسیر حرکت جامعه و نظام غیر از این باشد و مسائلی نظیر شکاف عظیم طبقاتی، استفاده از آزادی در جهت فساد و فحشا و احساس ضعف و عقب نشینی در مقابل زورگویان جهانی به وجود آید این‌ها نشانه بیماری نظام اسلامی است.

آقا جان، ۹ سال از صحبت‌های شما در نماز جمعه شهریور سال ۱۳۸۸ می‌گذرد و جوانان این مرز و بوم به دنبال تغییر وضعیت خودشان با توجه به فرمایشات شما هستند. روی صحبتم با پدری است که همواره حامی جوانان بوده و از جوانان خواست تا بمانند و ایران را بسازند.

رهبر عزیزم، بدانید با مشاهده انتصابات اخیر و احکام صادره برای مدیران پا به سن گذاشته، به نظر می‌رسد استفاده ابزاری از جوانان و بهره‌گیری شعاری از توانایی‌های آنان برای جلب همراهی و همگامی در مناسبت‌های خاص، دیگر به روند جاری و ساری در کشور تبدیل شده است، روندی که نمایانگر یک فاجعه مدیریتی در نظام جمهوری اسلامی است. با مشاهده چنین میانگین سنی مدیران کشور و مقامات نظام جمهوری اسلامی، بیش از پیش، این فرضیه قوت می‌یابد که پس از حدود ۴۰ سال از وقوع انقلاب اسلامی، این نظام نتوانسته و یا نخواسته مدیرانی را تربیت نماید که شایستگی مناصب مدیریتی کلان را داشته باشند و لذا باید هم‌چنان از مدیران جوان اوایل انقلاب که تربیت شده در زمان پیش از انقلاب هستند بهره بگیرد. آیا چنین فرضیه‌ای به واقعیت نزدیک است؟

بارها تجربه شده است که هنگامی که دوران انتخابات است و یا مدیری در معرض انتخاب یا انتصاب و یا زمان سخنرانی و ارائه وعده و وعید است واژه «جوان» و «ظرفیت جوانان»، از دهان افراد به طور مکرر شنیده می‌شود و گویی قرار است چنان از ظرفیت جوانان در مناسب کشور و مدیریت‌های کلان استفاده شود که ممکن است برخی دغدغه خلاء تجربه مدیران با سابقه را مطرح کنند و نگران شوند از بی‌توجهی به تجربه مدیران کارکشته، اما هنگامی که زمان اجرای وعده‌ها می‌رسد و همگان منتظر ورود جوانان به عرصه‌های مدیریتی هستند و جامعه، نوید فضای جدید را می‌دهد که مملو از شور و نشاط خواهد بود ناگهان همان مدیران پا به سن گذاشته و کم‌رمقی که ابتکار جدیدی برای پیشبرد امور در برنامه‌های خویش ندارند به کار گرفته می‌شوند و برای آن‌که مهری بر دهان سائلان و منتقدان زده شود بار دیگر به وعده، توسل می‌شوند و اعلام می‌کنند در مناصب میانی از جوانان استفاده خواهد شد، و عده‌ای که باز هم در عمل به واقعیت، تبدیل نمی‌شود.

در همه جای دنیا به ویژه کشورهای توسعه یافته اقتصادی و پیشرفته، جوانان کار می‌کنند و پیرمردها مشاوره می‌دهند، اما در ایران بر عکس است! پیرمردها تا دقیقه ۹۰ می‌خواهند کار کنند و حتی علی‌رغم بازنشتگی و دریافت حقوق، باز هم شغل و شغل‌های سوم و چهارم و حتی بیشتر دارند!

رهبر عزیزم، سوال من از شما این است که آیا نباید بر حال این جوانان مظلوم ایرانی گریست؟

تربیت مدیران راهبردی و جهادی آینده! مشاورین جوان! مجلس جوانان! یکی از جوک‌های فرهنگی مدیریت ایرانی، استفاده از چنین القاب و عباراتی است که برای جوان همه چیز است جز آب و نان! تاکید می‌کنم همه چیز است جز آب و نان! این نگاه به جوانان که امروز در ایران وجود دارد، به چه معناست؟ بله! جوانان سرکار هستند و آن هم سرکاری که شرمنده خانواده خود هستند، یعنی: بفرمایید بغل بنشینید و کاری به فعالیت مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی نداشته باشید.

در زمان جنگ تحمیلی که خود شما در خط مقدم آن قرار داشتید، چطور در آن‌جا به جوانان اعتماد شد، اما امروزه اعتماد نمی‌شود؟ چون آن‌جا پرداخت و پول نبود، جان جوانان خدای ناخواسته بی‌ارزش بود؟ کشور مسیر صحیحی را طی نمی‌کند که یکی از دلایل مهم آن، عدم جوان‌گرایی به معنی واقعی در بدنه مدیریت و اجراست.

بدنه واقعی به معنی جلسه و تشکل به اسم «هم‌اندیشی»، «ایده گرفتن»، «مشارکت» و امثالهم نیست، بلکه به معنی نشاندن جوانان متخصص و صاحب اندیشه در جایگاه مدیریت در کلیه سطوح است. سیستم مدیریت کشور با بحران کاذب مواجه است، بحران کاذب به این معناست که علی‌رغم توانمندی و پتانسیل‌های فراوان، دچار مشکلاتی شده‌ایم و برخی اصرار بر ادامه این مشکلات دارند. یکی از پتانسیل‌های بزرگ ایران که تبدیل به نقطه ضعف شده و در جای خود جای تاسف و بحث فراوان دارد، نیروی جوان ما و نخبگان مدیریتی و اقتصادی ما هستند که بعضا نه نامی در رسانه‌ها دارند و نه صاحب‌ منصب یا مقامی.

رهبر عزیزم، سوال من از شما این است که به جز آقازاده‌ها و ژن‌های خوب مستقر در کشور چند جوان را سراغ داریم که مسئولیتی در کشور داشته باشند؟ مگر در همین جنگ تحمیلی جوانان نبودند که جلوی کل دنیا در لباس رزمنده و فرمانده کل ایستادند؟ پس چرا الان به این جوانان اعتماد نمی‌شود؟ آیا جوان در مدیریت اسلامی و ایرانی باید جایگاهی خاص و البته ژن خاص داشته باشد تا بتواند خودش را ارائه نماید؟ برای این جایگاه مسئولان و تصمیم‌بگیران باید اولویت‌بندی درست داشته باشند و اگر از این اولویت‌بندی ناتوان هستند، جایگاه را به افراد متخصص بسپارند. این که چه بلایی بر سر جوان آورده‌ایم، خود بحث مفصلی می‌طلبد، اما بیش از پیش از این بر رویه غلط تکیه و اصرار نکنیم.

آقا جان، می‌دانم که می‌دانید جوانانی برای حال و آینده جامعه باید تربیت کنیم که به عنوان افرادی جریان‌ساز و ایده‌پرداز در وادی اجتماع و سیاست فعالیت کنند نه آقا زادگانی که از نسلی به نسلی دیگر انتقال پیدا کرده و چیزی به جز خفت و ذلت برای نظام جمهوری اسلامی ایران نداشته و نخواهند داشت. باید توجه داشت که جوانان تربیت شده اهداف و آرمان‌های نظام مردم‌سالاری و باورهای ایرانی را با لحاظ همه ظرایف و ملاحظات فرهنگ جامعه ایرانی-اسلامی از یک‌سو و تغییر نسل‌ها، چشم‌اندازهای جهانی تهدیدها و مخاطرات بین‌المللی، آسیب‌های درونی و موارد این چنینی از سوی دیگر، به پیش ببرند. در دنیای معاصر بیش از هر زمان دیگر، بقا و دوام سازمان‌ها و ادارات در گرو نظام شایسته‌سالاری و سپردن کار به کاردان است.

استفاده نکردن از افراد شایسته و متخصص و نخبه نوعی فرصت‌سوزی است و استفاده کردن از آقازادگان بی‌کفایت آتش زدن کشور است. باید توجه داشت که استفاده نکردن از نخبگان اضمحلال نظام‌های سیاسی و مدیریتی را در پی خواهد داشت. مدیریت بر مبنای شایستگی یک رویکرد منسجم و هماهنگ برای اداره سرمایه‌های انسانی در بلندمدت است که بر اساس مجموعه مشترکی از شایستگی‌های مرتبط با راهبردهای کلان کشور تدوین می‌شود.

دقیقا در همین راستا بوده که استقرار نظام شایستگی به عنوان یکی از سیاست‌های کلان و راهبردی سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در کشور مورد تاکید قرار گرفته است. در نظام شایسته‌سالار نباید انتصابات بر پایه قدرت مالی شخص یا موقعیت اجتماعی (ژن خوب) که سرتاسر کشور را فراگرفته است، باشد. در جوامع شایسته‌سالار، نگرش‌های خویشاوندسالاری، قبیله‌گرایی، حزب و تنظیم‌سالاری مطرود است. باید توجه داشت شایسته‌سالاری، نه یک حکومت، بلکه یک ایدئولوژی است.

آقا جان، شرایط فعلی کشور پس از سال ۱۳۹۶، سمت شایسته‌سالاری از بین رفته است. اما هدف از نظام شایسته‌سالاری چیست؟ آیا هدفی بهتر از تضمین آینده کشور نمی‌تواند باشد؟ بهترین راه برای تضمین آینده کشور استفاده از جوانان شایسته در مسئولیت‌های گوناگون است. در شایستگی بسیاری از مسئولین و انتصابات در حکومت شکی نیست. اما وجود این افراد در این رده سنی برای حال کشور شاید مساعد باشد اما آینده چه می‌شود؟

راه پیشرفت و توسعه امروز و فردای کشور الگو قرار دادن ایدئولوژی شایسته‌سالاری بر مبنای استفاده از جوانان متخصص، متعهد و آموزش آن‌ها برای فردایی بهتر است. بهترین راهکار برای حکومت، تعامل میان ۲ نسل است، مدیران با تجربه و متخصص و پخته با سنین بالا و مدیران جوان، پرکار و پر انرژی. حاصل جمع این ۲ گزینه بی‌تردید عبور از بحران و پیشرفت سریع را برای میهن عزیزمان به ارمغان خواهد آورد، مشروط بر این که این متخصصین با گذشت زمان، به گرگ‌های درنده و روباه‌های فریبنده تبدیل نشوند و زمامداران نیز در انتصاب و انتخاب، خدا را حاضر دانسته، به مردم و کشور نگاه کنند نه بر رفاقت‌ها و رقابت‌های دیروز!

در آخر از شما سپاس‌گزارم بابت حسن توجه و جواب‌تان به کوچک‌ترین سرباز خود. از خداوند منان برای شما آرزوی توفیق روزافزون و سلامتی را مسئلت دارم.

فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَهً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.