فقط عزراییل می‌تواندبعضی‌ها را از میزشان جدا کند ، شغل برخی این است رئیس باشند!

مدیران بازنشسته

در چند روز گذشته اظهار نظر برخی چهره های سیاسی در خصوص مدیریت کشور و استفاده از مدیران بازنشسته حاشیه های به دنبال داشته است.

اعتماد در گفت‌و‌گویی با محمدرضا باهنر نوشت : فقط عزراییل می‌تواندبعضی‌ها را از میزشان جدا کند. وی افزود، اتفاقا بعضا با دوستان شوخی می‌کنم که برخی مسوولان چنان به پست‌شان می‌چسبند که فقط حضرت عزراییل می‌تواند آنها را از میزشان جدا کند. ما گفتیم قبل از آنکه کارمان به حضرت عزراییل برسد، خودمان پیش‌دستی کنیم و کنار برویم.

به گزارش هم رده، همچنین علیرضا بهشتی در گفتگوی با اعتماد گفت : پس از انقلاب قشری به نام «مسوولان» به وجود آمد که بخشی از این قشر از معنی واژه‌ای که به آنها اختصاص یافته دور شده‌اند، تا جایی که در ۴۰ سال عمر انقلاب ما کمتر شاهد پاسخگویی از این قشر بودیم درحالی که با توجه به اسمی که برای‌شان انتخاب شده یکی از وظایف اصلی آنها پاسخگویی است.

شغل اصلی این مسوولان آن است که رییس باشند. بارها مشاهده کرده‌ام که برخی از این مسوولان وقتی حتی برای مدت محدودی از این گردونه ریاست خارج می‌شوند، دچار بحران روانی و هویتی شده و نمی‌دانند چه کنند.

وی می‌گوید: «پدرم(شهید بهشتی) به من می‌گفت موقع تردد بسیار مراقب باش چون من دشمن زیاد دارم و ممکن است برای تو مشکل ایجاد کرده و حتی به گروگان بگیرندت. اگر تو را گروگان بگیرند، ‌من برایت هیچ کاری نخواهم کرد چون ممکن است درخواست‌هایی از من داشته باشند که من نتوانم انجام بدهم. ما در چنین شرایطی تربیت شدیم.»

بهشتی در ادامه به مشکلات روز کشور نیز اشاره‌ای دارد و معتقد است نه تنها دولت بلکه سایر ارکان حاکمیت نیز دچار بی عملی شده است. او دلیل این بی عملی رافقدان نگاه توسعه‌ای عنوان کرده و می‌گوید: «تصمیمات در مدیریت‌ها دارای سه سطح خرد، کلان و توسعه‌ای است و متاسفانه مسوولان ما ظاهرا اصلا قصد ورود به سطح توسعه‌ای را ندارند. تنها در برخی مقطع‌های زمانی شاهد ورود مسوولان به حوزه‌های کلان هستیم که آن ورود هم بسیار ناچیز است. اکثر تصمیم‌ها، تصمیم‌های سطح خرد است. مشکلات با این نوع نگاه حل نمی‌شود چون تصور می‌شود مشکلات جزیی و به آسانی قابل رفع هستند. »

داشتن تخصص و تعهد در کنار یکدیگر برای یک مدیر بسیار حائز اهمیت است. درجه‌ای از پایبندی به چشم‌اندازی که اکثریت مردم برای آینده کشور ترسیم کرده‌اند باید با تخصص لازم برای تحقق آن چشم‌انداز توام باشد. دو رکن تعهد و تخصص به یکدیگر پیوسته هستند تا جایی که هرکدام نباشند، دیگری ناقص می‌شود.

برای آنکه یک مدیر بتواند موضوعات مرتبط با حوزه کاری خود را به بهترین شکل انجام دهد هم نیاز به تعهد دارد و هم نیاز به تخصص. بخشی از این تخصص به مهارت‌هایی مربوط می‌شود که در میدان عملی شکل می‌گیرد و احزاب جای یادگیری و تمرین آن است. اما در کنار کادرسازی نیاز به شایسته‌سالاری هم داریم و تا زمانی که به شایسته‌سالاری ایمان نیاوریم، تلاش‌ها در جهت کادرسازی بدون نتیجه خواهد بود.

چندی پیش در یکی از برنامه‌های تلویزیونی یکی از فرماندهان جنگ که ظاهرا امروز هم مسوولیت دارد حضور پیدا کرده بود و این تعبیر را به زبان ساده مطرح کرد. ایشان گفت مشکل اصلی کشور آن است که مسوولان ما کار بلد نیستند و آنهایی که کار بلد هستند مسوول نیستند. این جملات تعبیر ساده‌ای از موضوعی است که مطرح کردم. این ایراد شاید در اوایل انقلاب توجیه داشت اما نه پس از آن. ما باید حداکثر در یک دهه تلاش می‌کردیم تا ایرادات را برطرف کنیم که این مهم رخ نداد.

به یاد دارم در اوایل انقلاب در یادداشت‌هایی که گهگدار برای روزنامه جمهوری اسلامی می‌نوشتم انتقاد کردم از برخی که عنوان می‌کردند مسوولان ما «خیرالموجودین» هستند. من به این موضوع انتقاد داشتم چون می‌دانستم ساز و کاری حتی برای شناخت «خیرالموجودین» نیز وجود نداشت. به نظر من مسوولان‌وقت «خیرالمعروفین» بودند نه «خیرالموجودین»، زیرا ‌ای بسا فردی در یکی از نقاط دورافتاده کشور مانند سیستان و بلوچستان حضور داشته باشد که توانایی‌های بسیاری را دارا باشد اما به واسطه فقدان سازو کار مناسب برای شناسایی و شناخته شدن او، امکان مسوول شدن از او سلب شده باشد.

مساله آن است که پس از انقلاب قشری به نام «مسوولان» به وجود آمد که بخشی از این قشر از معنی واژه‌ای که به آنها اختصاص یافته دور شده‌اند، تا جایی که در ۴۰ سال عمر انقلاب ما کمتر شاهد پاسخگویی از این قشر بودیم درحالی که با توجه به اسمی که برای‌شان انتخاب شده یکی از وظایف اصلی آنها پاسخگویی است.

شغل اصلی این مسوولان آن است که رییس باشند. بارها مشاهده کرده‌ام که برخی از این مسوولان وقتی حتی برای مدت محدودی از این گردونه ریاست خارج می‌شوند، دچار بحران روانی و هویتی شده و نمی‌دانند چه کنند. دیده‌ام که برخی از مسوولان خارج از سیستم رانتی که در آن کار می‌کنند، توانایی انجام هیچ کاری ندارند. اجازه دهید صراحتا بگویم که بخش بزرگی از مدیران ما در سطوح مختلف مسوولان رانتی هستند. یعنی بدون در اختیار داشتن اختیارات و امکانات ویژه، اساسا نمی‌توانند کار بکنند. اگر یک روز به بنگاهی در بخش خصوصی واقعی و نه خصولتی بیایند، آن بنگاه ورشکسته می‌شود!

انتقاد معاون رییس‌جمهور از سخنان باهنر درباره بازنشسته‌ها

جمشید انصاری درباره این صحبت محمدرضا باهنر که «حضرت عزائیل باید به داد ما برسد که برخی از کرسی مسئولیت جدا شوند» به خبرآنلاین گفت: به نظرم بیان این نوع اظهار نظرها که طعنه و کنایه به بعضی هاست، زیبنده نیست.

رئیس سازمان اداری و استخدامی درباره آمارهای نجومی از مشمولان قانون منع به کارگیری بازنشستگان اعلام کرد: ۲۱۰ نفر بازنشسته در مجموعه دولت هستند.

معاون رئیس جمهور درباره صحبت یک نماینده مجلس که گفته ۲۸۰۰ بازنشسته فقط در یک دستگاه وجود دارند، گفت: من نمی دانم منظورشان کدام دستگاه است. مطلبی از رئیس دیوان محاسبات کشور دیدم که او اعلام کرده ۱۷۰ نفر بازنشسته هستند و در یک مورد هم گفته تعداد بازنشسته ها ۲۰۰ نفرند. حالا شاید {مرجع} اطلاعات مجلس متفاوت است، در مجموع اگر اطلاعات شان را به ما بدهند بررسی می کنیم.

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.