در مسیر پیشرفت و موفقیت، باید و نبایدهای مدیریت یک مدیر تازه کار

مهارت مدیریت

به کارکنان مستعد متناسب آنها توجه کنید

کارکنان با استعداد کلیدی ترین افراد شرکت هستند که همیشه فراتر از هدف‌های سازمان حرکت می‌کنند. یک سازمان با مدیریت این استعدادها می‌تواند شاهد بهبود عملکرد و فضای سازمانی باشد.

به نظر می‌رسد که که مدیریت بهترین کارکنان سازمان کار ساده‌ای نباشد. نتایجی که آنها تولید می‌کنند بسیار فراتر از اهداف شرکت است. ولی نباید اینگونه تصور شود که باید آنها را رها کرد تا کارهای خودشان را انجام دهند. هر قدر که به سایر کارکنان اهمیت می‌دهید باید به این کارکنان نیز اهمیت دهید.

داشتن یک کارمند مستعد در تیم، می تواند برای هر رئیس رویا باشد. ولی در عین حال یک چالش هم هست. باید مطمئن شوید که آنقدر کار به این کارمندان داده‌اید که آنها بطور کامل درگیر باشند، البته نه آنقدر که نتوانند آن را انجام دهند.

عموما، کارکنان عالی نسبت به کارمندان معمولی نیاز بیشتری به این دارند که از آنها تعریف و تمجید شود. تعریف و تمجید بیش از اندازه ممکن است باعث شود که کارمند شما، گرفتار دام غرور شود. این افراد باید به میزان مناسب، بازخورد مثبت از کار انجام شده دریافت کنند و بدانند به چه علت این تمجید را دریافت می‌کنند.

سر کارمندان را بیش از حد شلوغ نکنید

کار مهمی که یک رئیس باید انجام دهد این است که بداند وظایف درون سازمان به نحو مناسبی پخش شده است. وقتی که شما کسی را مدیریت می‌کنید که یک سرو گردن بالاتر از سایر افراد تیم است، این مسئله می‌تواند تبدیل به یک چالش شود. شما می‌خواهید تمام وظایف را به این کارمند پنج ستاره بدهید، چون می‌دانید که او این کار را انجام خواهد داد. این برای شما خوب است، چون کارتان انجام خواهد شد، ولی فرصت استفاده از او را از دست داده‌اید.

عامل بی انگیزگی در کارمندان نباشید

بی انگیزگی کارمندان یکی از مشکلات و مسائل جدی پیش روی مدیران سازمان هاست که در سال های اخیر در ایران هم رشد چشمگیری داشته است. همه شما کارمندانی داشته یا دارید که صبح با آه و ناله سر کار می آیند، از زمین و زمان ایراد می گیرند، از همه چیز ناراضی هستند و پیش ازهمه شرکت را ترک می کنند. شاید بارها و بارها به فکر اخراج یا تنبیه آنها افتاده باشید. عموما دلایل زیر باعث بی انگیزگی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

  • ۱- حقوق و مزایای پایین
  • ۲- عدم علاقه به شغل
  • ۴- عدم دیده شدن توسط مافوق
  • ۵- عدم ترفیع
  • ۶- عدم واگذاری مسائل جدی
  • ۷- مافوقی با سطح پایین تر
  • ۸- عدم ارزش برای سازمان

قوانین احمقانه وضع نکنید

معلوم است که هر شرکتی نیاز به تعدادی قانون دارد،‌ اما این قانون‌ها لازم نیست تلاش‌هایی کوته‌بینانه برای ایجاد نظم باشند. چه سختگیری در حضور و غیاب باشد چه قانون‌های خاص در مورد نوع لباس پوشیدن. حتی یکی دو قانون غیرضروری هم باعث آزار افراد می‌شود. کارمندان خوب اگر احساس کنند زیر ذره‌بین هستند به دنبال جای دیگری برای کار خواهند گشت.

برای هر مدیری و در هر سطحی کارهای ویژه ای وجود دارد که باید انجام دهند. در هر سطحی از مدیریت کارهای خاصی وجود دارد که باید توسط همان فرد انجام شود و نمی توان آنرا به فرد دیگری سپرد. منظور از این حرف این است که مدیران باید کارهایی را انجام دهند که برای آن ساخته شده اند، نه کارهایی که دوست دارند انجام دهند، یا در آن خوب هستند و نه کارهایی که اعضای تیم از آنها می خواهند انجام دهند.

به افراد اهمیت بدهید، نه نتیجه کارشان

بیش از نیمی از افرادی که شغل‌شان را رها می‌کنند این کار را به خاطر نوع رابطه‌ای که با رئیس‌شان دارند انجام می‌دهند. شرکت‌های زیرک حواس‌شان هست مدیرانی انتخاب کنند که نحوه‌ی برقراری تعادل میان حرفه‌ای بودن و انسان بودند را بدانند. این مدیرها موفقیت کارمندان‌شان را جشن می‌گیرند، اگر مشکلی برای آنها پیش بیاید همدردی می‌کنند و در عین حال آنها را به چالش می‌کشند- حتی اگر این کار ساده نباشد. مدیرانی که نتوانند چنین رابطه‌ای با کارکنان برقرار کنند همیشه نرخ ریزش نیروی بالایی دارند. افراد نمی‌توانند بیش از ۸ ساعت از روز خود را کنار افرادی کار کنند که جز نتیجه‌ی کار به چیز دیگری اهمیت نمی‌دهند.

هرگز به شخصیت کسی توهین نکنید

این یعنی انتقادات شما باید سازنده باشند. بازخورد مهم است، اما شما باید فقط از رفتار یا عملکرد فرد انتقاد کنید نه از خودش. اگر خود را در حال یافتن جمله‌ی “تو هرگز کاری را درست انجام نمی‌دهی” یافتید، سریعاً از گفتن ادامه‌ی حرفتان خودداری کنید.

با ارعاب مدیریت نکنید

به این جمله دقت کنید: “ترس از مجازات هرگز باعث عملکرد خوب، حداقل برای طولانی مدت، نخواهد شد. ” اگر بخواهید از طریق سرزنش کردن و یا ارعاب مدیریت کنید، بهترین کارکنان خود را از دست خواهید داد و مطمئناً کار گروهی و ارتباطات باز را نمی‌توانید پیاده کنید.

مدیران نه تنها باید تیم و اعضای آنرا رشد دهند بلکه خود نیز باید به همراه تیم رشد نمایند. این کار شامل گسترش ارتباطات، شرکت در دوره های مدیریتی، مشاوره گرفتن،مطالعه درباره مدیریت و … می گردد. با انجام چنین فعالیت هایی، مدیران می توانند زمینه رشد برای خود و اعضای تیم را بهتر فراهم آورند.

انحصاری عمل نکنید

یکی از اشتباهاتی که از اغلب مدیران تازه کار و جوان سر می‌زند این است که آنها علاقه عجیب و بی موردی به کنترل همه چیز و همه کس در شرکت‌های تحت رهبری شان دارند و معمولا دوست دارند به کارمندان دیکته ‌کنند که چه باید کنند و چگونه کارها را انجام دهند.

در مقابل دیگران انتقاد نکنید

این رفتار به شدت خطرناک است و موجب تحقیر فرد در جمع می گردد و موقعیت شما را به شدت تنزل می دهد.

روش مقابله با ضعف کارمندان

مقابله با مشکلات عملکردی همیشه یکی از مهمترین منابع کابوس های شبانه مدیران است و خواهد بود. اگر چه اینگونه مشکلات هیچ وقت ساده نیستند، اما می توانند زیاد سخت هم نباشند. بسیاری از این موارد می توانند با استفاده از انتخاب صحیح کارمندان و بیان دقیق انتظارات از بین بروند.

اگر مشکلی را در عملکرد کارمندان مشاهد کردید سعی نمایید برخوردی سازنده داشته باشید. این کار می تواند سریع تر شما را به عملکرد دلخواه برساند. اگر رفتار و بهره وری مورد نظر شما حاصل نشد، سعی کنید از یک فرآیند پیشرفت با محدوده ی زمانی مشخص استفاده کنید. سعی کنید با این مشکلات هر چه زودتر برخورد نمایید و آنها را برطرف نمایید.

این موارد را هرگز نباید به کارمندان خود بگویید

  • شما استعداد این کار را ندارید
  • من اکنون زمان صحبت کردن ندارم!
  • مهم نیست !
  • اگر شما نباشید، می توانیم شخص دیگری را برای این کار جایگزین کنیم
  • تعریف و تمجیدی در کار نیست !

بیگاری کشیدن از کارمندان

هیچ چیز بدتر از کار کشیدن بی اندازه، کارمندان خوب را فراری نمی دهد. مطمئناً برای هر مدیری وسوسه انگیز خواهد بود تا کارمندان خوبش تلاش زیادی داشته باشند و به همین دلیل است که اغلب مدیران، دائما در این تله می افتند.

ساعت کاری زیاد برای کارمندان شایسته یک امر پیچیده است زیرا سبب می شود آنها احساس کنند بخاطر عملکرد خوبشان تنبیه می شوند. به یاد داشته باشید بیگاری کشیدن همواره نتیجه معکوس خواهد داشت و سبب افت بازدهی افراد و شرکت می گردد.

عمل نکردن به تعهدات خود

هنگامی که شما به افراد قول می دهید، در واقع روی طناب باریکی راه می روید که مرز بین وفای به عهد و در نتیجه خشنودی افراد و همچنین جفای به عهد و در نتیجه ناراضایتی آنان را مشخص می کند.

وقتی بهقول خود پایبند هستید، جایگاه شما در برابر کارمندان بالاتر می رود زیرا آنان شما را فردی قابل اعتماد و مورد احترام محسوب می کنند ( این دو ویژگی برای یک رئیس بسیار مهم است).

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.