صندوق های بازنشستگی، استقلال یا ادغام، انحلال یا ورشکستگی، افزایش یا کاهش سن بازنشستگی

صندوق های بازنشستگی در دنیا در قالب صنعت بیمه فعالیت دارند، اما به دلیل ساختار و مدیریت ضعیف صندوق های بازنشستگی در کشور، ابرچالشی در این حوزه ایجاد شده است.

بسیاری از صندوق های بازنشستگی زیان ده شده اند، چرا که بجای مدیریت مالی در این صندوق ها، فعالیت های بنگاه داری و کارخانه داری، انجام شده است.

بررسی وضعیت ۳ صندوق بزرگ و ۱۴ صندوق کوچک

علاوه بر سه ‏صندوق بزرگ سازمان تأمین اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح و صندوق بازنشستگی کشوری، ۱۴ ‏صندوق کوچک و اختصاصی در کشور وجود دارد که بنا به ساختار تشکیلاتی، صرفاً برای حمایت و بازنشستگی اعضای ‏اختصاصی خود فعالیت می‌کنند.

ساز و کار صندوق‌های بازنشستگی به این صورت است که در دوران اشتغال ‏عضو، حق بیمه (به مأخد سهم کارفرما و کارمند) به صندوق بازنشستگی مربوطه واریز می‌شود سپس صندوق مربوطه با ‏تکیه بر وجوه مذکور و سود حاصله از سرمایه‌گذاری‌های انجام شده نسبت به ارائه خدمات در زمان بازنشستگی، ‏از کارافتادگی و همچنین پس از فوت اقدام می‌کند.

‏طی سال‌های اخیر شاهد پر رنگ شدن مشکلات مربوط به صندوق‌های بازنشستگی هستیم. دلیل این امر، ‏سررسید شدن تعهدات صندوق‌های بازنشستگی است که به جای اینکه از ذخایر صندوق‌ها پرداخت شوند از ‏منابع دولت یا حامیان مالی آنها پرداخت می‌شوند.

عوامل ایجاد ناکارآمدی در صندوق‌ها

عوامل بسیاری دلیل ایجاد ناکارآمدی صندوق‌ها هستند؛ در این میان عوامل جمعیتی و اقتصادی به عنوان فاکتورهای تأثیرگذار بیرونی، تقریباً بر همه‌ صندوق‌های بازنشستگی دنیا تأثیر ‏گذاشته‌اند. تحولات جمعیتی کشور همانند افزایش امید به زندگی، سالمند شدن جمعیت تحت پوشش، روند رو به ‏رشد تعداد مستمری بگیران و کاهش همزمان تعداد بیمه‌پردازان، افزایش دوره برخورداری از مستمری بازنشستگی و ‏عوامل دیگر هزینه‌های زیادی را به صندوق‌ها تحمیل می‌کنند که صندوق‌های ایران هم مستثنی از این قواعد نیستند.

‏ از طرف دیگر، تحمیل قوانین ضدبیمه‌ای و اجرای آنها همانند بازنشستگی پیش از موعد، نبود استانداردهای ارزیابی ‏آکچوئری صندوق‌ها، پایین بودن سن بازنشستگی، نبود نهاد ناظر واحد بر صندوق‌های بازنشستگی، نبود استاندارد ‏سرمایه‌گذاری، افزایش‌های نامتعارف حقوق مستمری‌بگیران و شاغلان و عوامل داخلی دیگر، شیب روند هزینه‌های ‏صندوق‌ها را افزایش می‌دهد.

در بین صندوق‌های بیمه‌ای کشور که دچار بحران شده‌اند، می‌توان به صندوق حمایت و ‏بازنشستگی کارکنان فولاد، صندوق هواپیمایی هما و قبل از آن صندوق معذوریت و بازنشستگی کارکنان جهاد ‏کشاورزی اشاره کرد.

‏ از جمله تصمیماتی که بدون رعایت اصول بیمه‌ای و بدون در نظر گرفتن عواقب آن از سوی ‏مراجع قانونگذار اتخاذ شد، ادغام صندوق بازنشستگی کارکنان جهاد کشاورزی در صندوق ‏بازنشستگی کشوری است که منجر به تشدید مشکلات مالی صندوق بازنشستگی کشوری ‏شده است.

قانون ادغام صندوق بازنشستگی کارکنان جهاد کشاورزی در صندوق بازنشستگی کشوری در دی ماه ۱۳۹۰ به ‏صورت طرح دوفوریتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بدون هیچ گونه کار کارشناسی قبلی توسط مجلس به ‏تصویب رسید. صندوق معذوریت و بازنشستگی کارکنان جهاد کشاورزی با مشکلات بسیار زیاد مالی که حاصل سوء ‏تدبیر اداره کنندگان صندوق بود طی مصوبه مذکور ادغام شد، در نتیجه صندوق بازنشستگی کشوری با بحران‌های مالی ‏شدیدتری مواجه شد.

هرچند صندوق جهاد کشاورزی با ۱۵ هزار نفر بازنشسته و حدود ۱۹ هزار کسورپرداز و با ‏قوانینی که تقریباً با مقررات مورد عمل این صندوق تطابق داشته و از لحاظ تطبیق با قوانین این صندوق با مشکلات ‏کمتری روبه بود لکن عملیات ادغام سیستم‌های عملیاتی مالی و صدور احکام بیش از پنج سال به طول انجامید. از ‏مهم‌ترین دلایل طولانی شدن این فرآیند می‌توان به عدم تطابق امتیازات فراقانونی در صندوق جهاد کشاورزی اشاره ‏کرد که از جمله آنها می توان به عدم سنخیت در ارتقای گروه‌های شغلی کارکنان جهاد کشاورزی با قوانین مورد عمل صندوق بازنشستگی ‏کشوری، پذیرش سوابق تحصیل از لحاظ بازنشستگی و پذیرش برخی سوابق بدون پرداخت هزینه به‌روز شده اشاره کرد.ایسنا.

صندوق‌ها باید تحت نظارت باشند

نفوذ افراد سیاسی ازجمله نمایندگان مجلس باید به صفر برسد. مردم باید از یک صندوق یک حقوق بازنشستگی بگیرند، نه دو حقوق. فلسفه وزارت رفاه در دولت اصلاحات این بود که وزارت رفاه جلوی دوگانگی‌ها را بگیرد و صندوق‌ها تحت یک نظارت باشند. به‌عنوان مثال، چرا باید هر کسی از دولت حقوق بگیرد؟ کسی آمده از بنیاد شهید درخواست شغل کرده به این دلیل که به قول خودش از کار افتاده است، حقوق از کارافتادگی می‌گیرد.

از آن طرف، همین فرد در همان اداره یک قرارداد دیگر بسته و حقوق در ازای کار کردن می‌گیرد! اینها همه اشکال دارد. باید جلوی این دوگانگی‌ها گرفته شده و صندوق‌های بازنشستگی به سمت انضباط بروند. خیلی از قوانین ما ضداشتغال است.

چگونه می‌توان در چنین شرایطی اشتغالزایی کرد؟ درباره صندوق‌های بازنشستگی تأمین اجتماعی هم حرف بسیار است.‌ درصد پولی که صندوق‌های بازنشستگی تأمین اجتماعی می‌گیرند خیلی کمتر از صندوق بازنشستگی کشوری است. محاسبات باید منطقی باشد و صندوق تأمین اجتماعی حداقل باید ١٠‌درصد از حقوق را بگیرد و اضافه کار را نباید وارد صندوق کنند. در هیچ کجای دنیا اضافه‌کار را جزو حقوق پایه درنظر نمی‌گیرند و این اشکال دارد و الان صندوق کشوری این کار را نمی‌کند.

تأمین اجتماعی به اضافه‌کار حقوق بازنشستگی می‌دهد ولی صندوق کشوری نمی‌دهد. به‌نظر من این قوانین در بخش درآمدی و هزینه‌ای باید درست شود و خواهان حق صندوق‌های تأمین اجتماعی هستم از حقوق پرسنل و این ٧‌درصد بسیار کم است. کسی که استخدام رسمی دولت است از آن ١٢‌درصد می‌گیریم از بیمه درمانی و آن‌جا ٧‌درصد می‌گیریم که هم شامل درمان است و هم بازنشستگی. درباره بدهی دولت به صندوق هم می‌توان گفت دولت می‌تواند بدهی را به صورت اموال بدهد ولی این اموال فروش برود با این‌که یک شرکت دیگر درست کند، اشتباه است.شهروند.

تبعات بازنشستگی زودهنگام

سن بازنشستگی در جوامع مختلف کاملا با یکدیگر متفاوت است و در برخی کشورهای توسعه نیافته، اصلا مفهومی به اسم بازنشستگی وجود ندارد و نظام بیمه‌ای در این کشورها دیده نمی‌شود. در کشورهای توسعه نیافته، خانواده همان نقش حمایت‌های بازنشستگی در دوران پیری را دارد؛ اما اگر فردی در دوران سالمندی از حمایت خانواده برخوردار نباشد، سرنوشت تلخ و مبهمی در انتظار اوست. در مقابل، نظام بیمه‌ای و بازنشستگی در کشورهای توسعه‌یافته، نظامی کاملا قانونمند است که در آن فرد در دوران اشتغال، بخش زیادی از درآمد خود را به عنوان مالیات و بیمه می‌پردازد تا بازنشستگی راحتی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های نظام بازنشستگی در ایران در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته، سن بازنشستگی است؛ به گونه‌ای که در برخی کشورهای توسعه‌یافته، سن بازنشستگی به ۷۰ سال رسیده است، اما در کشور ما افراد زیادی پیدا می‌شوند که قبل از ‌رسیدن به ۵۰ سالگی‌ بازنشسته شده‌اند.

چنین تفاوت فاحشی بین سن بازنشستگی در کشور ما با کشورهای توسعه‌یافته، یکی از دلایلی است که موجب شده صندوق‌های بازنشستگی در ایران به صندوق‌های ورشکسته‌ای تبدیل شوند که دخل و خرجشان به هم نمی‌خورد.

ورشکستگی در کمین صندوق‌های بازنشستگی

حدود یک‌ میلیون و ۲۰۰‌ هزار مستمری‌بگیر صندوق بازنشستگی کشوری، بیش از سه‌ میلیون مستمری‌بگیر تامین‌اجتماعی و ۶۷۰‌ هزار بازنشسته صندوق تامین‌اجتماعی نیروهای مسلح نیز در کشور زندگی می‌کنند که از منابع این صندوق‌ها بهره می‌برند.

در حالی که براساس استانداردهای جهانی باید به ازای هر فرد بازنشسته، پنج نفر به سیستم بیمه پردازی کشور اضافه شود، اما به دلیل بازنشستگی‌های زودهنگام و رکود بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی، صندوق‌های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی قرار دارند ‌و ورودی آنها نسبتی منطقی با خروجی‌شان ندارد.‌

علاوه بر این، براساس آمارهای رسمی، حدود ۲۵ درصد بازنشستگان تامین اجتماعی، زودتر از موعد بازنشسته می‌شوند که ۵۲ درصد آنها بازنشستگان مشاغل سخت و زیان‌آور هستند.

وقتی به طور مثال فردی ۲۰ سال زودتر از موعد بازنشسته می‌شود، این کار در حقیقت نوعی ظلم به سایر بازنشسته‌ها و حتی شاغلان بیمه‌پرداز است، چراکه بار مالی بازنشستگی‌های پیش از موعد به دوش دیگر بازنشستگان و بیمه‌شده‌ها تحمیل می‌شود.

شرایط بازنشستگی کدام است؟

بر اساس ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی، آقایان با ۲۰ سال سابقه و ۶۰ سال سن و خانم‌ها با ۲۰ سال سابقه و ۵۵ سال سن می‌توانند بازنشسته شوند. همچنین براساس قانون ۷۶ تامین اجتماعی، آقایان با ۳۰ سال سابقه و ۵۰ سال سن می‌توانند مستمری دریافت کنند و خانم‌ها نیز با ۳۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه و ۴۵ سال سن می‌توانند بازنشسته شوند.

در قانون تامین اجتماعی، به بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور نیز اشاره شده است که شاغلان در این بخش با ۲۰سال متوالی و ۲۵ سال متناوب اشتغال بدون شرط سنی برای خانم‌ها و آقایان حائز دریافت مستمری می‌شوند.

براساس قانون ۷۶ قانون تامین اجتماعی، بیمه‌شدگانی که سابقه ۳۵ سال پرداخت حق بیمه داشته باشند بدون شرط سنی حائز دریافت مستمری می‌شوند. همچنین براساس همین قانون، بانوان مشمول قانون کار که ۲۰ سال سابقه و ۴۲ سال سن دارند می‌توانند برای بازنشستگی اقدام کنند.

ایرانی‌ها ۱۳ سال زودتر بازنشسته می‌شوند

در کشور ما نه تنها سن بازنشستگی پایین‌تر از کشورهای توسعه‌یافته است، بلکه در برخی موارد همان سن پایین بازنشستگی هم رعایت نمی‌شود. وفور کارهایی که با عنوان مشاغل سخت تعریف شده‌اند و وجود تبصره‌های مختلف، موجب شده خیلی‌ها زیر سن ۶۰ سال بازنشسته شوند.

در دنیا سن بازنشستگی را با توجه به معیار امید به زندگی تعیین می‌کنند و سقف اختلاف میان سن امید به زندگی و سن بازنشستگی ۱۲ سال است. یعنی اگر قرار باشد ایران هم بر اساس معیار جهانی حرکت کند، باید سن امید به زندگی حدود ۷۴ سال و سن بازنشستگی حداقل ۶۲ سال باشد. اما سن بازنشستگی به‌طور متوسط در تمام صندوق‌های کشور ما حدود ۴۹ سال است. یعنی افراد ۲۵ سال زودتر از سن امید به زندگی بازنشسته می‌شوند. یعنی افراد در کشور ما به‌طور متوسط ۱۲ تا ۱۳ سال زودتر بازنشسته می‌شوند.

بازنشستگی پیش از موعد

بازنشستگی پیش از موعد از دو محل به صندوق فشار وارد می‌کند. از یک سو افراد به‌طور متوسط ۱۳ سال کمتر به صندوق، حق بیمه می‌پردازند و زودتر مستمری می‌گیرند و از سوی دیگر بازماندگان فرد بازنشسته نیز پس از فوت وی به‌طور متوسط ۱۴ سال از مستمری استفاده می‌کنند. این یعنی هر فرد بازنشسته در کشور ما بعد از سن بازنشستگی به‌طور متوسط ۲۷ سال از صندوق بازنشستگی دریافتی دارد.

بازنشستگی پیش از موعد باعث می‌شود افراد توانمند و باتجربه از چرخه اشتغال خارج و در اوج تجربه از حرفه خود کنار گذاشته شوند. همین مساله می‌تواند تاثیرات جبران‌ناپذیری بر اقتصاد کشور بگذارد و موجب خلأ نیروی انسانی توانمند شود.

وقتی فردی مثلا در ۵۰ سالگی بازنشسته می‌شود، ده سال زودتر از موعد بازنشسته شده است.علاوه براین، او دوباره به بازار کار برمی‌گردد و فرصت اشتغال را از یک جوان می‌گیرد؛ یعنی هم حقوق بازنشستگی می‌گیرد ـ هزینه‌ای ۳۰ ساله را به صندوق بازنشستگی تحمیل می‌کند ـ و دوباره در بازار کار فعالیت می‌کند و آنجا هم فرصت اشتغال را از یک فرد دیگر می‌گیرد.جام جام.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.