گاهی صلاح و مصلحتمان سکوت و خاموشی است نه سخن گفتن!

گاهی صلاح و مصلحتمان سکوت و خاموشی است نه سخن گفتن! : سکوت و سخن هر دو در جای خود خوب و مطلوب و در غیر آن نامطلوب است. پس بایستى سخنان را طبقه‏بندى کرد و در موارد لزوم سخن گفت. در موارد غیرضرورى نیز از سخن باز ایستاد؛ مثلا اگر سخن گفتن براى هدایت کسى یا براى ابراز محبت به همسر و فرزند باشد، بسیار نیکو است.

هم‏چنین احوال‏پرسى از دیگران و…؛ ولى اگر سخن لغو و بیهوده یا خداى ناکرده مشتمل بر گناه باشد، در این صورت بایستى از آن پرهیز کرد. گاهی انسان وظیفه دارد در جایی سخن بگوید و از حقی دفاع کند، در این صورت سکوت او می‌تواند گناه باشد و او را از خداوند دور کند و گاهی نیز سخن گفتن متضمن دروغ و غیبت و تهمت و مانند آن است و باعث ارتکاب گناه و دوری از خداوند می‌شود.

باید انسان ببیند در کجا باید سخن بگوید و در چه موقعیتی خوب است سکوت کند تا از آفات سخن گویی و سکوت بی‌مورد مصون بماند.

نکات لازم در رابطه با پرحرفى

الف) پرحرفى خصلت نکوهیده‏اى است و حتى‏الامکان تا ضرورتى پیش نیاید، نباید به سخن گفتن مبادرت ورزید؛ اما گاهى افراد در زمینه کم‏حرفى و سکوت، زیاده‏روى مى‏کنند. کم‏حرفى و سکوت بیش از حد نیز به تدریج از انسان یک موجود عبوس و منزوى مى‏سازد همانطورى که پرحرفى مذموم است سکوت بى‏مورد نیز مذموم مى‏باشد. گفتنى است که برخى با عنوان کم‏حرفى و سکوت، از ارتباط با دیگران احتراز مى‏کنند و کم‏کم به انزوا کشیده مى‏شوند؛ در حالى‏که لازمه همکارى و تعاون، برخورد گرم و صمیمى با دیگران است.

ب) در مقابل اهانت دیگران گاهى باید سکوت کرد و گاهى نیز باید از خود دفاع نمود.

ج) در محافل و برخوردها آن سکوتى ممدوح است که برخاسته از تسلط بر نفس و براى پرهیز از اتلاف وقت دیگران و پرحرفى باشد به عبارت دیگر دو سکوت داریم: سکوت از روى قدرت و سکوت از روى عجز و آن سکوتى ممدوح است که از روى قدرت باشد نه از روى عجز و ناتوانى.

در حدیثی از حضرت على (ع) آمده است: «لا خیر فى الصمت عن الحکم کما انه لاخیر فى القول بالجهل؛ آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست، چنان که در سخن ناآگاهانه نیز خیری نخواهد بود». (نهج‏البلاغه، کلمات قصار ۱۷۳)

حضرت امیر در جایى دیگر با صراحت فرموده‏اند: «تکلّموا تعرفوا؛ حرف بزنید تا شناخته شوید [زیرا مرد زیر زبانش پنهان است]». (همان، ۳۸۴۵) د) گاهی پرحرفی نوعی مکانیزم روانی ناخودآگاه است که فرد برای مقابله با کم رویی و نداشتن اعتماد به نفس کافی از آن سود می‌جوید تا نقیصه خود را به این طریق جبران کند.

برای عادت کردن به سکوت مفید باید: اولا، ارزش و آثار سکوت را دانست و در این باره روایات بسیاری داریم مثل (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۴۳۵):

  • ۱. سکوت طولانی را رعایت کن چون شیطان را از تو می‌راند و در امر دین یاور و مددکار توست.
  • ۲. سکوت دری از درهای حکمت است؛ سکوت محبت می‌آورد و راهنما به هر کار خیر است. ۳. انسان ساکت هیبتش زیاد است.
  • ۴. اگر سخن گفتن نشانه سخنوری است در سکوت سلامت و ایمنی از لغزش است.
  • ۵. هیچ نگهبانی چون سکوت نیست. ثانیا، باید با تمرین و تکرار و مراقبه و محاسبه می‌توان از پرگویی زبان و آفات آن جلوگیری کرد.

خدمت به همنوعان

برای انسان‌های نیکوکار، هیچ لذتی همچون خدمت به هم نوعان و گشودن گره از کار دردمندان نیست. آنان، پاک کردن غبار اندوه را از چهره انسان‌های دیگر، برترین شادی خود و موجب خشنودی خدا می‌دانند. آری، خداوند چنین توفیق بزرگی را مخصوص بندگان خاص خود می‌کند تا در سایه آن، گره گشای مشکلات مردم باشند.

امیرمومنان (ع) در این باره می‌فرماید: «همانا خدا را بندگانی است که به آنان نعمت‌های ویژه‌ای می‌دهد تا آن را به سود مردمان به کار گیرند. پس تا هنگامی که از آن ببخشند، نعمت‌ها را در دست آنها باقی می‌گذارد و چون از بخشش باز ایستند، نعمت‌ها را از ایشان می‌گیرد و دیگران را به آن مخصوص می‌گرداند». دوست و دوستی، بخشی از وجود آدمی است و بدون آن، انسان، ناقص و ناتمام است، از این رو، آدمی باید برای یافتن دوستان خوب همت گمارد.

چگونه ممکن است انسان عاقل برای این امر مهم برنامه نداشته باشد و در وادی پر فراز و فرود زندگی، غریب و تنها باشد؟! امیرمومنان (ع) می‌فرماید: «انسانِ غریب کسی است که دوست و هم نشین ندارد».

باید سختی دوستیابی را به جان خرید و بهای نگهداری آن را نیز پرداخت؛ چرا که از دست دادن دوستان، بازگشت به غربت است.

امیرمومنان (ع) در این باره می‌فرماید: «ناتوان‌ترین مردم کسی است که نیروی به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوان‌تر از او کسی است که دوستی به دست آرد و او را از دست دهد». همان‌گونه که ارزش جسم آدمی و طراوت آن از روح سرچشمه می‌گیرد، ارزش رفتار او نیز با نیتش سنجیده می‌شود.

در ترازوی خدا، وزن هر عملی به اندازه پاکی نیت آن است و آنچه پروردگار عالم از ما می‌خواهد، خلوص و طهارت نیت‌هاست. امیرمومنان علی (ع) در سخنانی می‌فرماید: «ارزش و شایستگی هر عمل، به اندازه پاکی انگیزه انجام آن است». نیز در نامه معروفش به مالک اشتر می‌نویسد: «هرچه را با انگیزه پاک انجام دهیم، از آن خداست؛ گرچه کار روزانه و وظیفه شغلی باشد».آرمان.

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.