نتایج عجیب یک نظرسنجی : آیا جوانان به دنبال تغییر جهان هستند یا سالمندان؟

وقتی سالها جوانان را در ساختار مدیریتی کشور نپذیرفته‌ایم، چگونه انتظار داریم که با یک بخشنامه، جوانگرایی در بدنه دولت جوانه بزند؟ عدم اعتماد به جوانان و استفاده از بازنشستگان به یک فرهنگ و باور تبدیل شده است! و باید پرسید چرا تا کنون هیچ سنجش دقیقی از میزان بهره‌وری مدیران در ایران انجام نشده است؟

ایران درحال حاضر با چالش‌های بزرگی دست‌وپنجه نرم می‌کند. معضلاتی که به عقیده کارشناسان بیشتر از هرچیز ناشی از مدیریت ناکارآمد است. حالا دولت تربیت مدیران آینده را در دستور کار خود قرار داده است.

حالا موضوع چالش مدیران متخصص در شرایطی مطرح می‌شود که نظام آموزشی ایران هم نتوانسته است آن‌گونه که باید و شاید این نیاز را مرتفع کند. دانش‌آموختگانی که گفته می‌شود بزرگترین مانع‌شان برای جذب در بازار کارنداشتن مهارت کافی است و حالا بیشترین سهم از جامعه بیکاران را به خود اختصاص داده‌اند.

آمارها چه می گوید؟

آمارها می‌گوید؛ در بین جمعیت ۷میلیونی فارغ‌التحصیل، ۳.۷‌میلیون نفر شاغل و ۹۰۰‌هزار نفر بیکار هستند. ضمن این‌که ۲.۴‌میلیون نفر از فارغ‌التحصیلان در جمعیت غیرفعال اقتصادی قرار دارند که جزو جمعیت بیکار جویای کار محسوب نمی‌شوند.

کمتر از ١٠‌درصد مطالبی که مدیران یاد می‌گیرند، تحت‌تأثیر آموزش‌های کلاسیک است. اگر می‌خواهیم یک تیم خوب اقتصادی داشته باشیم، همانند یک تیم ورزشی باید از سال‌ها قبل برای تربیت بازیکنان این تیم و در رأس آن مربی آن برنامه داشته باشیم.

امروز باید برای آینده چاره‌ای اندیشید و به فکر آن بود. اگر قرار باشد امروز برای آینده فکر کنیم، باید انسان تربیت کنیم باید بررسی شود که هر فردی در چه بخشی توانایی دارد و در چه جایگاهی می‌تواند موفق عمل کنند.

آشنایی مدیران با مهارت‌های کارآفرینی

کشور هم‌اکنون با تنش‌های بنیان‌افکن و گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف درگیر است. از هم‌گسیختگی نهادهای مالی، نرخ نامطلوب رشد اقتصادی، معضلات اجتماعی همراه با رشد پایین اقتصادی، مسائل زیست‌محیطی و منطقه ژئوپلتیک آشوب‌ناک، در آینده‌ای نه‌چندان دور می‌توانند حیات تک‌تک شهروندان ایرانی را تهدید کنند. رویارویی با هرکدام از این تهدیدات مطمئنا امکان‌پذیر نخواهد بود، مگر با تربیت مدیرانی متخصص.

اقتصاد همانند یک تیم ورزشی است که خود را برای مسابقات جهانی آماده می‌کند. این تیم نمی‌تواند هر فردی را جذب خود کند و باید بهترین‌ها را به کار گیرد. این رقابت است که تیم‌ها را ناچار می‌کنند از بهترین بازیکنان خود در مسابقات استفاده کنند. بنابراین اگر در جامعه فضای رقابتی نباشد، شکل‌گیری رانت محتمل‌تر می‌شود. در چنین شرایطی شایسته‌گزینی، شایسته‌شناسی و شایسته‌پروری جای خود را به رانت و طایفه‌سالاری می‌دهد. به همین دلیل است که ما اعتقاد داریم خصوصی‌سازی به معنای واقعی باید اتفاق افتد. بی‌تردید اگر دولت پای خود را از فضای کسب‌وکار بیرون بکشد، بخش خصوصی برای پیروزی در رقابت ناچار است که افراد شایسته را به کار گیرد و بنابراین فضای اقتصاد، فضای رقابتی می‌شود.

آیا جوانان آمادگی پذیرش شغل‌های کلیدی را ندارند؟

فارغ‌التحصیلان دانشگاه برای بازار کار تربیت نشده‌اند و جوانان آمادگی پذیرش شغل‌های کلیدی را ندارند. در چنین شرایطی چطور می‌توانیم از این جوانان در سمت‌های مدیریتی استفاده کنیم.

مشکلات جانشین‌پروری

به باور کارشناسان، هم‌اکنون تکنولوژی‌های لازم برای ارزیابی و شناسایی استعدادها وجود دارد، اما مشکل اینجاست که بعد از این ارزیابی‌ها سایر اقداماتی را که منجر به توسعه و پیشرفت نیروی انسانی می‌شود را نداریم و این اقدامات را انجام نمی‌دهیم. در واقع در ایران شناسایی استعدادها انجام می‌شود اما برنامه‌ریزی برای استفاده از استعدادها یا توسعه و رشد توان نخبگان وجود ندارد. به جز این، نگرش ما در ایران کاملا سنتی و مبتنی بر آموزش‌های کلاسیک و سنتی است، درحالی ‌که تجربه جهانی نشان می‌دهد کمتر از ١٠‌درصد مطالبی که یاد می‌گیرند، تحت‌تأثیر آموزش‌های کلاسیک است.

از این‌رو هرقدر هم همکاران دانشگاهی ما برای مدیران ارشد دوره‌های آموزشی برگزار کنند، تا وقتی مدیران ارشد در فضای بین‌المللی این محیط را لمس نکنند، اهمیت بازارهای بین‌المللی و گرفتن بخش‌های بزرگتری از بازارهای بین‌المللی را درک نمی‌کنند.شهروند.

جوان‌گرایی و آفت ژن‌های خوب

سن مدیران کشور افزایش یافته است و به‌تدریج لزوم جایگزینی آنها با نیروهای جوان‌تر بیش از پیش احساس می‌شود. همزمان انبوهی از خبرها از انتصاب وابستگان و فرزندان مقامات به پست‌های مدیریتی در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی دست به دست می‌شود که موجی از ناامیدی و سرخوردگی را در بین جوانان ایجاد کرده است.

دولت قبلی نیز در ابتدای کار خود در سال ۸۴ طرحی با عنوان مشاوران جوان را مطرح کرد که هرچند ظاهری جذاب و امیدبخش داشت، اما عملا صرفا سکوی پرتابی شد برای افرادی که هرچند جوان بودند، اما ویژگی اصلی‌شان این بود که جزو وابستگان نسبی، سببی و سیاسی دولت قبل بودند!

حدودا دو سال قبل دولت یازدهم طرحی را با عنوان «دستیاران ستادی» کلید زد. یکی از اهداف اصلی این طرح این بود که نیروهای جوان و توانمند بتوانند در یک فرآیند رقابتی و شفاف، به‌عنوان مشاور و دستیار جوان مدیران ارشد فعالیت کنند. عملا بعد از گذشت دو سال و طی انواع و اقسام آزمون‌ها و مصاحبه‌ها تقریبا هیچ یک از نیروهای یاد شده در دستگاه‌های ذی‌ربط مشغول به کار نشده‌اند.

متاسفانه تجربه ثابت کرده در بازار کار ایران نیروهایی که از طریق آزمون‌های استخدامی استاندارد، سختگیرانه، شفاف و منصفانه گزینش شوند نیروهایی بدون حامی و پشتیبان خواهند بود؛ زیرا کسی که به چنین آزمون‌هایی تن داده است و در یک رقابت منصفانه و شفاف بالا آمده است مشخص است که هیچ ژن خوبی نداشته است و اصولا ژن‌های مرغوب خود را در معرض چنین آزمون‌هایی قرار نمی‌دهند.

دولت دکتر روحانی اگر می‌خواهد از جوانان به‌عنوان دستیار و مشاور برای وزرا و مدیران بهره ببرد و در عین حال به آفت ژن‌های خوب مبتلا نشود باید به سازوکاری که خود تعریف کرده است، متعهد باشد. اما بعید نیست که بسیاری از وزرا تا به حال حتی عنوان «دستیاران ستادی» را نیز نشنیده باشند.دنیای اقتصاد.

لینک عضویت در کانال تلگرامی پایگاه خبری هم رده

لینک عضویت در پیج اینستاگرام پایگاه خبری هم رده

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.