رفتار لوس و متکبرانه مدیران اداری دولتی!

به این مطلب امتیاز دهید

حسرت خوردن بر دموکراسی‌های اسکاندیناوی به دلیل رفتار مردمی و بدون تشریفات و عادی مدیران و مسوولان دولتی آنها این ایام بین ما ایرانیان سخت رایج است.

به گزارش هم رده به نقل از اعتماد، شاید یکی از پایه‌های انقلاب بر آرزوی مردمی بودن حاکمان استوار بود. ایرانیان خسته از قرن‌ها استبداد شاهی و تفاخر خاندان‌های سلطنتی و اشراف و درباریان بر مردم عادی، حکومتی را آرزو داشتند که مدیران آن همچون دستگاه حکومتی حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام، مثل مردم عادی زندگی کنند. این امر تا حدودی در دهه اول پس از انقلاب حاصل شد.

مقام اداری دولتی که از بیت المال و بودجه ملی دستمزد دریافت می‌کند، خانه و خودروی سازمانی در اختیار دارد تا به مردم «خدمت» کند، «موظف» و «مکلف» است که پاسخگوی مردم باشد، بداند که نصب او در مقامی اداری به معنای فضیلت او بر دیگر مردمان نیست. رفتار متکبرانه این مدیران با مردم اصلا پذیرفته نیست و با اصول دینی و مبانی دموکراسی واقعی فرسنگ‌ها فاصله دارد.

غرور، تکبر و از همه مهمتر، توهم!

برخی از مدیران دولتی، چنان خود را آراسته به فضائل مختلف می‌دانند که برای خود شأن ارشادی قائل هستند و در هر فرصتی به مردم اصول اخلاقی درس می‌دهند! حتی گاه معمول است که امامت را در نمازهای جماعت اداره بر عهده می‌گیرند و کارمندان پشت سر مدیر نماز می‌خوانند و به او اقتدا می‌کنند چرا که او مدیر است و لابد فاضل‌تر و پاک‌تر و عادل‌تر از مامومین است.

رفتار لوس و متکبرانه مدیران اداری دولتی!

دبیر کارگروه توان‌یابان شورای شهر تهران در جلسه‌ای در حضور توان‌یابان محترم به جای ارایه طرح و برنامه و شنیدن مشکلات عدیده معلولان در شهر تهران، به سخنرانی ارشادی – اعتقادی می‌پردازد و به معلولان نوید می‌دهد که به دلیل معلولیت حساب و کتابی آسان در آخرت دارند. آیا ایراد این سخنرانی وظیفه ایشان است؟

ایشان چه قدر و مرتبه‌ای برای خود قائل هستند که در اموری چنین مداخله می‌کنند؟ آیا مدیران دولتی قصد دارند به حوزه تخصصی روحانیت هم وارد شوند؟ چطور است حوزه‌های علمیه و مراکز تخصصی دینی تعطیل شوند و کار یکسره به این نخبگان بی‌بدیل که لابد فره ایزدی بر سر و ژن مرغوب دارند، سپرده شود تا همان طور که با مدیریت درخشان خود همه‌چیز را بسامان کرده‌اند، آخرت مردم را هم آباد کنند؟

شاید مسوولیت خودبزرگ بینی مدیران تنها بر عهده آنها نباشد. ما عادت کرده‌ایم که با ادبیات مانده از دوران استبداد شاهی با آنان سخن بگوییم. هنوز از «مقام منیع وزارت» استدعا می‌کنیم تا به امری رسیدگی کنند! گویی ایشان باید در آرامش و خوشی روزگار بگذرانند و اگر شخصی از مردم «عادی» جرات کرد و آرامش و آسایش او را به تظلمی و درخواستی بر هم زد باید با هزار کلام لطیف و ترحم‌برانگیز نظر مقام منیع را جلب کند!

ما نباید با مدیران منصوب و منتخب خویش که از محل مالیات و ثروت‌های ملی دستمزد دریافت می‌کنند به زبانی تملق آمیز سخن بگوییم. مردم به تعبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری، ولی نعمت مدیران هستند. بر ماست که با ادبیاتی محترمانه اما منتقدانه و ریزبین از آنها بخواهیم «فقط» به مسوولیت‌های محوله خویش بپردازند، پاک‌دست و پاک‌چشم باشند و ارشاد و نصیحت مردمان را به ناصحین واگذارند و اگر نصیحتی بلد هستند در زندگی خود به کار ببندند تا به سراشیبی آلودگی نیفتند.

باید به آنها یادآوری کنیم که سمت اداری آنها به دور از تقدس است و اگر آن سمت و میز ارزشی دارد به میزان خدمتِ صاحب سمت به مردم و کشور بسته است.

عمل به وظایف شهروندی و در مقابل آن مطالبه دقیق حقوق مصرح در قوانین و تغییر در شیوه گفت‌وگو با مدیران سبب خواهد شد تا دولت و مدیران اجرایی و اجزای آنها و تمام کسانی که از بیت‌المال حقوق می‌گیرند تا خدمت کنند از یاد نبرند که گماشتگان ملت و در پیشگاه خدا و مردم مسوول هستند.

نظر شما در این باره چیست؟

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.