نهاد منسجمی به‌نام دولت در ایران وجود ندارد ، بازنشستگی افراد یا بازنشستگی افکار؟

اخبار ویژه

سید احسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه نهاد منسجمی به‌نام دولت در ایران وجود ندارد، گفت: ماشین تصمیم‌گیری و اجرای دولتها نهادی مشکل‌دار است و فشار تحریمی ما می‌تواند فرصتی برای اصلاح آن باشد.

تحریم فرصت طلایی اصلاح است

به گزارش هم رده به نقل از تسنیم ، خاندوزی در برنامه شب گذشته «پیشران» که به موضوع «رویکرد اقتصادی دولت» اختصاص داشت، در خصوص عدم وجود نهاد منسجم گفت: تجربه نشان می‌دهد در تمام دهه‌های گذشته ما با یک نهاد نامنسجم مواجه هستیم و خودمان را با اطلاق کلمه «دولت» راحت می‌کنیم. نهاد منسجمی به‌نام دولت در ایران وجود ندارد. نظام تصمیم‌گیری در کشور بسیار متکی بر فردی است که قدرت سیاست‌گذاری را در دست دارد و این مسئله سبب می‌شود در بلندمدت ما نتوانیم هیچ راهبردی را دنبال کنیم.

ما ابزارها و متغیرهای کنترلی استفاده‌نشده بسیاری در روی میز سیاست‌گذار داریم و در مورد بسیاری از اینها هم به‌لحاظ توان علمی در دانشگاه و هم در خود دستگاه‌های اجرایی دولتی، ایده‌های روشنی داریم که چگونه مشکل‌ها کاهش پیدا می‌کند.

خاندوزی افزود: مسئله اصلی، نظام سیاست‌گذاری است، ما یک دوره طلایی اصلاحات اقتصادی را در سالهای ۹۴ تا ۹۶ از دست دادیم. سال اول که دولت یازدهم روی کار آمد با وجود وضعیت آوارگونه چاره‌ای نداشت که یک کار تثبیت اقتصادی جدی و فوری انجام دهد و تقریباً نیز موفق شد، اما این برنامه برای ادامه مسیر دولت اصلاً کفاف نمی‌داد.

وی در ادامه گفت: ماشین تصمیم‌گیری و اجرای دولتها، نهادی مشکل‌دار است و فشار تحریمی ما، می‌تواند فرصتی برای اصلاح آن باشد. ما انتظارمان از رئیس‌های جمهور گذشته و حال این است که زمانی که انتخاب می‌شوند، تیم اقتصادی سازگاری را انتخاب کنند و مسئول پیشبرد و تحقق اهداف سیاسی قرار بدهند.

بازنشستگی افراد یا بازنشستگی افکار؟

به گزارش هم رده به نقل از خبرآنلاین، فارغ از داوری در باره‌ی این قانون و تصمیم، اما نکته‌ی اساسی این است که با رفتن بازنشستگان از ادارات، هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد زیرا مشکل کشور این نیست که برخی از بازنشستگان هنوز سر کارند بلکه این است که افکار و ایده‌های ناتوان و ناکارآمدی وجود دارد که باید آنها را بازنشسته کرد. با پایین آوردن متوسط سن کارمندان و کارکنان دولت قرار است چه تحولی صورت گیرد؟

اما این قانون با چه هیاهویی اجرا می‌شود و تو گویی اگر بازنشستگان بروند، همه چیز روبراه می‌شود. خبر بد این است که هیچ چیز روبراه نمی‌شود. و خبر بدتر این که قرار نیست ایده‌ها و اندیشه‌های ناکارآمد بازنشسته شوند.

یک سیستم سیاسی توانمند، بخش بزرگی از توانمندی‌اش را از نوسازی ایده‌ها و اندیشه‌های حاکم اخذ می‌کند. ایده‌ها و اندیشه‌هایی که ممکن است در گذشته، کارآمد بوده‌اند اما اکنون پیر و فرتوت شده و باید بازنشسته شوند و حتی ممکن است همان گذشته هم چندان چنگی به دل نمی‌زده‌اند.

نظریه‌ی “گردش نخبگان” پارِتو(جامعه شناس)، به منظور ورود ایده‌های جدید به دایره‌ی قدرت بود و نه صرفا رفتن افرادی و آمدن افرادی دیگر. گرچه تحرک افراد می‌تواند در نوسازی سیاسی موثر افتد، اما این تحرک اندیشه ها و نفوذ جریان اندیشه‌های نو به ساختار سیاسی است که سبب کارآمدی و توانمندتر شدن حکومت می‌شود.

وقتی ایده‌های از کار افتاده و فرسوده هنوز جولان می‌دهند، تغییر افراد، دردی را درمان نمی‌کند. بازسازی اندیشه‌ها و نوسازی ایده‌ها است که خون جدیدی در رگ سیاست وارد می‌کند و موجب طراوت و سرزندگی می‌گردد.

نظامی که نتواند اندیشمندان و اندیشه‌های جدیدشان را جذب نماید، بتدریج از میان تهی می‌گردد. توازن نخبگان درون و برون حاکمیت به نفع برون حاکمیت، به هم می‌خورد و از آن پس، مدام با دست‌اندازهای فرساینده و نابسامانی‌های سیاسی بحران ساز مواجه می‌گردد.

حکومت به نظریه‌های جدید و ایده‌های کارآمد محتاج‌ است. نظام سیاسی بیش از هر چیز در ساحت اندیشه و ایده‌های انتظام بخش، نیازمند جوان‌گرایی است. ساده اندیشی است که جوان‌گرایی را صرفا کاهش متوسط سن کارمندان و کارگزاران دولت قلمداد نماییم. موضوع ساده‌ی سن نیست که بتوان با یک بخشنامه حل و فصلش کرد.

بلکه ایده‌های نو و اندیشه‌های جدید، ملاک عمل است. وقتی ایده‌ها و اندیشه‌های چابک و چالاک، جوان، کارآمد و متناسب با نیاز زمانه وارد ساختار سیاسی نمی‌شود، وقتی دروازه‌ی سیاست، هم چنان بر پاشنه‌ی ایده‌های متروک و ناتوان می‌چرخد، چه فرقی می‌کند که کارگزاران و مدیران دولت، سی ساله باشند یا پنجاه ساله؟

سارتر در مقدمه ی کتاب سیاستِ فرهنگ چنین می‌نویسد:

“هنگامی که دستگاه از کار می افتد یا صدا می‌کند، به جای آن که خود را به دست تعمیر بسپارد، چند تن از مسئولان را از میان بر می دارد ـ که کار بی فایده ای است.”

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.