ضعف در مدیریت بحران ، چرا ما بلد نیستیم مدیریت بحران کنیم؟

بحران؛ وضعیتی که نیازمند فعالیت‌ها و تدابیر بیشتر مسئولان است تا بتوانند از میان دردسرهایی که در این بازه‌زمانی برای مردم به وجود می‌آید، راهکاری بیابند و گره از کار بگشایند.

به گزارش هم رده به نقل از قانون، آمادگی در برابر بحران تنها منتهی به حین این وضعیت نیست و مسئولان باید پیش، حین و پس از بحران آمادگی لازم را داشته باشند. آیا در ایران وضعیت این چنین است؟! آیا مسئولان برنامه‌ای برای دوران بحرانی در کشور دارند؟! آیا آن‌ها می‌توانند برای رسیدن به یک طرح مشخص و مدون به گونه‌ای اقدام کنند که فقط منافع خود را در پی نداشته باشد؟!

سیاست‌های دولت و به ویژه سازمان مدیریت بحران کشور تا چه حد توانسته در روزهای بحرانی به کمک مردم کشورمان بیاید؟! مردم همواره این سوالات را در ذهن دارند و به دنبال پاسخی برای آن می‌گردند که چرا حسن‌روحانی فردی را به ریاست این سازمان انتخاب کرده‌است که برای این جایگاه صلاحیت، برنامه و ویژگی‌های لازم را ندارد.

بی‌توجهی به بحران

مرتضی اکبرپور، معاون آمادگی و مقابله سازمان مدیریت بحران کشور درباره چرایی بی‌تفاوتی و عمل نکردن سازمان‌های دیگر به دستورات و ابلاغیه‌های سازمان مدیریت بحران کشور، می‌گوید: «این‌‌گونه نیست که سازمان‌ها به دستورات مدیریت بحران بی‌تفاوت باشند اما زیرساخت‌ها برای اجرای این دستورات فراهم نیست و متاسفانه همین امر سبب می‌شود تا دستگاه‌های دیگر نتوانند دستورات مدیریت بحران را اجرا کنند».

اکبرپور، درگیری سازمان‌ها به امور «روزمره» را عاملی برای غفلت از انجام اقدامات مقابله‌ای و پیشگیرانه می‌داند و می‌افزاید:«متاسفانه سازمان‌های ما آن‌قدر درگیر امور روزمره خود شده‌اند که از اقدامات زیربنایی غفلت شده است. نمی‌شود ما در یک بیابان «لم یزرع» بایستیم و فرمان بدهیم «جنگل شو» و بعد این بیابان هم به جنگل تبدیل شود.

برخی از سازمان‌های ما نیز همین گونه‌اند و متاسفانه یا امکاناتش را ندارند، یا منابع مالی و اعتباری کافی در اختیارشان نیست و اگر هم هست، محدود است». او در ادامه حرف اصلی را می‌زند و درباره اینکه چرا تاکنون نسبت به تامین این امکانات و منابع اقدامی نشده است، می‌گوید: «متاسفانه باور به بحران در میان بسیاری از مسئولان وجود ندارد و البته مردم نیز همین‌‌گونه هستند.

جایگاه سازمان مدیریت بحران جایگاه خوبی است و در همین قانون فعلی این سازمان نیز جایگاه مدیریت بحران متناسب با الگوهای بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیاست. اما همان بحث باور به بحران مطرح است. دیدیم که در ماجرای زمین‌لرزه‌ای که سال گذشته تهران را تحت تاثیر قرار داد، مردم چه رفتاری از خود بروز دادند. این‌ها به ما نشان داد که متاسفانه مردم هم نمی‌دانند در زمان بروز حوادث مختلف اعم از سیل و زلزله و … چه کاری انجام دهند».

با جیب خالی، بحران مدیریت نمی‌شود

مدیریت بحران در کشور ما به درستی تعریف شده و وظایف مشخصی برای این سازمان تعیین شده است. حتی مسئولیت افراد نیز در سازمان بحران مشخص است اما اختیاراتی که به افراد این سازمان داده شده متناسب با مسئولیت‌ها نیست. این در حالی است که باید مسئولیت افراد در این ستاد متناسب با اختیاراتی باشد که به فرد واگذار می‌شود.

از سوی دیگر باید گفت که ستاد بحران در کشور ما از توانایی مالی و اعتبار مناسبی برخوردار نیست. این در حالی است که مجموعه سازمان‌ها برای مدیریت بحران باید در زمان وقوع یک حادثه از امکانات مالی و تجهیزات مناسبی برخوردار باشند تا بتوانند به منطقه اعزام شوند.

برای مثال باید این سیستم طوری کار کند که اگر اتفاقی افتاد حتی اتومبیل های اعزامی به محل نیز بتوانند بنزین خود را از بودجه اختصاص داده شده به این ستاد تامین کنند و در این زمینه مشکلی وجود نداشته باشد. در مجموع باید گفت که بحران یک تعریف کلی دارد که باید بر اساس این تعریف سازمان‌ها و نهادها برنامه های خدماتی خود را ارائه دهند.

بحران به این معنی است که در اسرع وقت بتوان برای جبران یک حادثه کاری انجام داد اما متاسفانه ستاد بحران ما این چنین عمل نکرده است و به‌نظر می رسد که در اسرع وقت و زمان مناسب به حادثه رسیدگی نمی‌شود. در زمینه هر بحرانی در کل سازمان‌های مختلفی مسئولیت دارد.

سازمان‌هایی از قبیل هلال احمر، وزارت بهداشت و … که البته بسته به نوع حادثه نهادهای مختلفی مسئول رسیدگی به بحران، وظیفه خود را ایفا می کنند که در مجموع به علت نبود بودجه کافی برخی از اشکالات در کار این سازمان‌ها گزارش می‌شود. از طرفی باید همه سازمان‌های درگیر به طور هماهنگ با یکدیگر عمل کنند اما در بسیاری از موارد یک‌سری خلأهایی وجود دارد که زمینه را برای برخی از مشکلات اساسی فراهم کرده و از هماهنگی نهادهای مختلف در هنگام بروز حوادث جلوگیری می‌کند.

برای هماهنگی بهتر این مجموعه‌ها باید در سطح مدیریتی اقداماتی انجام شود و سازمان مدیریت حول محوری باشد که بر اساس آن همه از یک نفر فرمان ببرند و برای رسیدگی به مسائل بسیج شوند. از سوی دیگر مشارکت‌های مردمی نیز در زمینه مدیریت بحران ضروری به نظر می‌رسد و باید در این زمینه اقداماتی را برای ارتقای سطح فرهنگ ایمنی در میان مردم انجام داد. در برخی از بحران‌ها مردم نیز نقش پررنگی می‌توانند داشته باشند و کمک‌های جامعه می‌تواند برای کاهش خسارت ناشی از حوادث کارساز باشد.

در این زمینه هلال احمر و NGO های شناسنامه دار یا همان سازمان‌های مردم نهاد نیز می‌توانند برای کمک رسانی موثر باشند. در این زمینه می‌توان از کمک های مردمی و مالی افراد کمک گرفت. در مجموع باید گفت که برای عملکرد بهتر ستاد مدیریت بحران باید سایر دستگاهای کمکی در راستای فعالیت این ستاد عمل کرده و فعالیت خود را متناسب و هماهنگ با کار ستاد بحران انجام دهند تا شاهد کاهش تلفات ناشی از حوادث در کشور باشیم. در این زمینه باید به افراد و سازمان‌ها نیز اختیارات و بودجه کافی داده شود.

وضعیت کشورهای همسایه در مدیریت بحران

ستاد بحران در کشور ما از دو مشکل اساسی برخوردار است که تا این دو مورد حل نشود، نمی توان انتظار داشت این سازمان به خوبی بتواند مسائل را در زمان بحران ها مدیریت کند. واقعیت این است که ستاد بحران در کشور ما یکی از لحاظ ساختاری مشکل دارد و در درجه دوم نیز این سازمان دارای مشکل اعتباری و بودجه ای است؛ بنابراین این دو عامل باعث شده اند تا این سازمان ضعیف عمل کند.

از طرفی نیز وجود این دو مشکل اساسی باعث شده که ستاد بحران چندان موظف نباشد وظایف خود را به درستی انجام دهد و در کل انتظار زیادی از این سازمان با این کمبودها نداریم. این در حالی است که در سایر کشورهای همسایه یک وزارتخانه برای بحران وجود دارد.

این وزارتخانه در زمینه هر بحرانی از تجهیزات کافی و مدرن برخوردار است و البته پرسنل آموزش دیده نیز در زمینه برخورد با مسائل و بحران ها وجود دارد که به خوبی در هر بحرانی بتوانند بحران ها را مدیریت کنند. این پرسنل در کشورهای همسایه به صورت هماهنگ شده با یکدیگر در شرایط بحرانی بسیج می شوند و ه برای حل مسائل اقدام می کنند. این در حالی است که این تشکیلات در کشور ما وجود ندارد و مجموعه های مختلف در زمینه حل مسائل بحرانی هماهنگ نیستند.

در ایران ستاد بحران تحت نظر وزارت کشور است و این چارچوبی که وجود دارد در سطح شهرستان ها به خوبی وارد کار نمی شود. با توجه به مشکلات اقتصادی موجود در ستاد بحران اکنون شاهد هستیم که عملکرد خوبی از سوی این سازمان دیده نمی شود.

در کشور ما که یکی از نقاط زلزله‌خیز در جهان است، نقش ستاد بحران از اهمیت زیادی برخوردار است و باید مانند کشورهای همسایه در این زمینه با تجهیزات کامل‌تر و پرسنل آموزش دیده کار کنیم. ایران کشوری زلزله خیز و بحران زاست، در برخی از فصول سال بارندگی به بخش های مختلف کشور آسیب می زند و در برخی زمان ها نیز زلزله تلفات زیادی را به بار می آورد.

مدیران ستاد بحران باید به صورت هماهنگ عمل کنند تا بتوانند در مقابل بحران و حوادث به خوبی عمل کنند و حوادث را مدیریت کنند، نه اینکه به گونه‌ای عمل کنند که بحران آن ها را مدیریت کند. این اشکال از گذشته تاکنون وجود دارد و هنوز هم گاهی شاهد این هستیم که حوادث ما را مدیریت می کنند و باید در این زمینه یک فکر اساسی کرد.

بهتر است در این زمینه مجموعه ستاد بحران زیر نظر رییس جمهور یا یکی از معاونان وی باشد تا بتوان حوادث را توسط دستورات مشخص یک فرد کنترل کرد چرا که در این‌صورت می توان از تمامی امکانات و پتانسیل‌های امدادی کشور بهره برد و هر جایی که اتفاقی افتاد، دستورات رییس جمهور را اجرا کرد. از سوی دیگر ستاد بحران با یکی از اشکالات اساسی یعنی ضعف بودجه همراه است چرا که در مقایسه با ۴۰ حادثه‌ای که کشور را تهدید می‌کند، اعتبار کافی در اختیار ستاد بحران قرار نگرفته است. نمونه این موضوع را می‌توان در زلزله کرمانشاه مشاهده کرد که به دلیل اعتبارات ناکافی هنوز هم برخی از مشکلات اساسی در این استان در جریان است.

نگاه جناحی افراد، رسیدگی به بحران‌ها را مختل کرده

متاسفانه مدیریت کشور در هر زمینه‌ای ضعیف است. سازمان مدیریت بحران کشور نیز از این قضیه مستثنا نیست و در زمینه مدیریت مسائل ضعیف عمل کرده است.

البته بخشی از این ضعف مربوط به این است که کسی اعتقاد به کار کارشناسی و قانونی ندارد و افراد به مسائل نگاه حزبی و جناحی دارند که این موضوع زمینه ضعف مدیریتی در سازمان‌های کشور را فراهم کرده و موجب شده تا سازمان مدیریت بحران نیز به صورت ضعیف و غیر حرفه ای با مسائل و بحران های کشور برخورد کند.

از طرفی نیز باید گفت که ساختار مدیریت بحران در کشور ما به خوبی تعریف نشده است چرا که اگر این ساختار تعریف درستی داشت، اکنون کارها به روال طبیعی و با روند قانونی خود پیش می رفت. بر همین اساس به‌نظر می‌رسد سازمان مدیریت بحران هیچ سازوکاری برای انجام کارها ندارد.

در مجموع باید گفت که در کشور بحران‌های مختلفی وجود دارد و ماهیت این بحران‌ها نیز با یکدیگر متفاوت است و مدیریت این بحران ها با هم فرق دارد.برای مثال باید برای مدیریت بحران شیمیایی، زلزله، سیل یا حمله نظامی برنامه ای جداگانه داشت و به سبک متفاوتی با هر یک از این بحران ها برخورد کرد. در کل باید گفت که در هر استانی مدیریت بحران با استاندار است و استاندار باید به صورت هماهنگ با دیگر سازمان‌ها عمل کند. اما در کل کشور این موضوع زیر نظر وزارت کشور است و باید این وزارتخانه در این زمینه خیلی قوی عمل کند.

به این مطلب امتیاز دهید

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.