دلیل انتخاب همکار مطیع و ضعیف توسط برخی مدیران ایرانی چیست؟

دلیل انتخاب همکار مطیع و ضعیف توسط برخی مدیران ایرانی چیست؟

یکی از مسائلی که در فرهنگ سیاسی جوامع مورد توجه است، این که شهروندان باید بیاموزند در جمع انسان‌ها و تشکل‌های دیگر، در پی تحقق اهداف فردی، جمعی و ملی باشند؛ بنابراین، بی‌توجهی به اهداف جمعی و نارسایی‌های گسترده در توجه به مسائل کلان ملی، از جمله جدی‌ترین مسائل نظری در مدیریت کارآمد کشور است.

به گزارش هم رده به نقل از تابناک، در ایران برخی از مولفه های فرهنگ سیاسی به معنای مفاهیمی که ناخود آگاه میان مردم و دولت از یک سو و مردم و دولت با نظام بین‌المللی از سوی دیگر وجود دارد، پایه‌هایی غیر عقلایی دارد و در راستای دستیابی به مجموعه اهداف جمعی در قالب یک نظم اجتماعی قاعده‌مند و عقلایی متحول نشده است.

در همین راستا این پرسش مطرح می شود که چرا بسیاری از مدیران ایرانی افراد مطیع و ضعیف را به عنوان همکار برمی‌گزینند و معمولا از تملق لذت می‌برند؟

فقدان شایسته پروری دلیل اصلی شروع داستان

مدیرانی که دانش و توانایی لازم برای مدیریت را ندارند و بر پایه روابط به جایگاه مدیریتی دست یافته‌اند ، افرادی را برای همکاری برمی‌گزینند که چالشی برای آنان درست نکنند .

این افراد یا مطیع هستند و یا در بهترین حالت ، وفادارو مدیون به مدیر و خلاف میل وی کاری را انجام نمی‌دهند و در فرایند کار هم ادعایی برای تصاحب جایگاه مدیر نمی‌کنند ، مگر آن که مدیری که آنان را منصوب کرده ، آنان را سفارش بر دراختیار گرفتن پستی ، آن هم برای تأمین منافع همان مدیر بکند.

در واقع در حوزه این نظریات عدم شایسته سالاری و وجود روابط فامیلی و آشنایی در انتخاب مدیران نقش دارند و چون در چنین حالتی، ممکن است یک مدیر صلاحیت لازم را نداشته باشد ، برای بقای مدیریت خود افراد مطیع و وفادار را به شرطی که ریاست وی را تهدید نکنند ، برخواهد گزید و احتمالا در چنین حالتی ، تأمین منافع مدیر بر تأمین منافع آن سازمان به صورت خاص و تأمین منافع کشور و مردم به صورت عام ارجحیت پیدا خواهد کرد .

در ایران به جای مدیر، رئیس وجود دارد ؛‌ هرچند در لفظ بحثی نیست ، ولی در جایی که از ریاست بحث می‌شود ، عمدتا همکاران باید خود را در قالب پیرو تعریف کنند . در چنین سیستمی پیروی از اوامر رئیس بدون چون و چرا ضامن بقا و احتمالا پیشرفت افراد در سطحی است که برای مدیر مطلوبیت داشته باشد.

اما در یک سیستم مدیریتی که مدیر به دنبال اداره امور به قصد رسیدن به مطلوب‌ترین نتیجه ممکن و در راستای رسیدن به بالا‌ترین منفعت عمومی و ملی است ، به جای ریاست ، مدیریت می‌شود و افراد به صرف داشتن توانایی‌ها و به میزانی که بتوانند اهداف سازمان را پیش برند، ترفیع سازمانی می‌گیرند و می‌توانند به جایی برسند که از لحاظ توانایی اداره امور از مدیر هم پیشی بگیرند

میل مدیران بالا دستی به ستایش از جانب مدیران پایین‌تر یکی دیگر از دلایل به‌کار‌گیری افراد ضعیف است. مدیرانی که از انتقاد گریزان هستند ، عموما افرادی که سواد و توانایی چالشگری دارند ، برنمی‌گزینند و گویا این ویژگی رفتاری در میان مدیران فراگیر شده است ؛ میل به ستایش و تعریف شنیدن !

نکته مهم دیگر، حساب نکشیدن از مدیران کشور است. تا کنون شنیده نشده و یا به ندرت شنیده شده است که مدیری در ایران به دلیل بی‌کفایتی برکنار شده باشد . البته منظور این نیست که از یک مدیریت برکنار شود و به مدیریتی مهمتر گمارده شود ، بلکه کارهایی در سطح مدیریت از یک مدیر نالایق گرفته شود .

وقتی مدیری مطمئن باشد که جز به مدیر بالاترکه وی را منصوب کرده است ، پاسخگو نیست ، همه توان خود را خواهد گذاشت تا او را از خود راضی نگه دارد و البته تضمینی هم نیست که راضی نگه داشتن مدیر بالاتر برای تأمین منافع سازمان و عموم باشد . شاید همین که اهداف مدیر بالاتر را تأمین کند ، بقای خود را تضمین خواهد کرد . در چنین حالتی، همکاران باید در این راه حرکت کنند و طبیعتا مطیع و وفادار باشند .

حامی پروری چیست؟

حسن اعمایی در روزنامه قانون نوشت :حامی پروری شکل مدرن‌تر و مخفی‌تری از فسادسیاسی است. رابطه حامی پرورانه بین دو گروه با موقعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت و نابرابر شکل می‌گیرد که در آن افراد دو موضوع را که مورد علاقه آن‌هاست به صورت متقابل رد و بدل می کنند و در آن سیاستمداربعد از به قدرت رسیدن در ازای حمایت انتخاباتی و وفاداری سیاسیِ فرد حامی clientمنافعی را صرف حامیان سیاسی خود می کنند.

این منافع می‌تواند شامل توصیه‌نامه‌هایی برای اشتغال در بخش عمومی، پرداخت پول نقد، لطف‌های سیاسی یا حتی کالاهای عمومی نظیر مدرسه و درمانگاه باشد. حامی پروری استراتژی است که توسط لیدرها و احزاب با ایدئولوژی‌های مختلف به منظور کسب و اعمال قدرت سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد.

آسیب‌های یک رویه اشتباه

مهم‌ترین اثر روابط حامی‌پرورانه کاهش کیفیت حکمرانی است؛ بروکراسی دولتی مدرن بر اساس شایسته سالاری، لیاقت فنی و غیر شخصی بودن استوار است و زمانی که کارمندان بر اساس حمایت سیاسی یا رفاقت با سیاستمداران انتخاب می شوند عملکرد آن‌ها لاجرم بسیار ضعیف‌تر خواهد بود. پیش فرض بروکراسی‌های مدرن در استخدام کارمندان توصیه‌نامه‌های شخصی و روابط خویشاوندی نیست بلکه آزمون‌های گزینشی است.

نکته جالب در مورد حل مساله حامی پروری این است که عبور از حامی پروری و حرکت به سمت دولت مدرن غیر شخصی به مراتب سخت‌تر از حرکت به سمت دموکراتیزاسیون باشد؛ بنابرین دموکراسی و مشارکت بیشتر، همیشه باعث بهبود کارامدی حکومت نمی شود. از طرفی باید دانست که بخش عمومی برخلاف بخش خصوصی با خطر ورشکستگی مواجه نیست و مانند شرکت‌های خصوصی معیارهای سرراستی برای سنجش عملکرد ندارد، بنابراین اصلاح حکومت‌هایی که کارکنان آن‌ها از طریق حامی پروری انتخاب شده اند بسیار دشوار است.

به این مطلب امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.