کار و تلاش از دیدگاه قرآن

0
كار و تلاش از دیدگاه قرآن
کار و تلاش از دیدگاه قرآن

پاراف کار و تلاش از دیدگاه قرآن : انسان های مسلمان و مومن، آیات قرآن و کلام خدا را، محکم ترین کلام و یقینی ترین دلیل و سند برای رشد و تعالی خود و جامعه خود تلقی می کنند و آن را بی هیچ چون و چرایی قبول و بدان عمل می کنند. در قرآن کریم این معجزه جاودانه، پیامبر رحمت برای همه انسان ها، که از آن در بین مسلمین به عنوان قانون اساسی و حق بشر برای جوامع بشری نام برده می شود به موضوعات بسیاری برای هدایت و رشد و تعالی و تکامل بشر اشاره شده است که از آن جمله است، موضوع “کار و تلاش”.

قرآن کریم، در آیات منور خود، با صدای رسا، در طول تاریخ اسلام به عالم و آدم اعلام کرده است که ای انسان ها بدانید “برای آدمی جز آنچه خود انجام داده، نخواهد بود” یعنی بقای وجود و هستی آدمی “بودن” او، حیات مادی و معنوی، دنیوی و اخروی او، شخصیت و هویت او و بلکه همه چیز او منوط و وابسته به “کار و تلاش” اوست و لاغیر و “هرکس کوشش کند، فقط برای شخص خود کوشش کرده است” و “به سوی خود اوست و خدا البته بی نیاز است”

و از این دسته آیات، در قرآن بسیار است که متعاقبا به برخی از آنها اشاره خواهدشد.

و اما، در قرآن از کلمات مترادف و هم معنی “کار و تلاش” نیز فراوان یاد شده است: برای مثال: در قرآن از کلمه “عمل” با مشتقاتش ۳۶۶ و کلمه فعل با مشتقاتش ۱۰۷ و کلمه جهد با مشتقاتش ۴۱ و کلمه سعی با مشتقاتش ۳۰ مرتبه و کلمه “صنع” با مشتقاتش ۳۰ مرتبه و … استفاده شده است.

و نیز در قرآن کریم حدود ۴۰۰ آیه در تشویق به “کار و تلاش” و بیان ارزش و اهمیت “کار و تلاش” وارد شده است و همچنین، تعدادی از آیات منور قرآن کریم، درباره مشاغل پیامبران بزرگوار الهی است هرچند مسئویت خطیر و اصلی همه پیامبران الهی، هدایت جوامع بشری بوده است و در این راه با استفاده از شیوه های تربیتی ممکن و تحمل رنجهای طاقت فرسا به تعلیم انسانها پرداخته و دلسوزانه وجود خویش را وقف انسانیت نموده اند، اما آنها بر اینکه سربار دیگران نباشند، خود به “کارو فعالیت” مشغول بوده اند تا هم معاش خویش را تامین نمایند و هم دیگران را در این مسیر تشویق به “کار و تلاش” کنند، به همین جهت به مشاغل برخی از آنان اشاره می شود.

کار و تلاش از دیدگاه قرآن

براساس برخی از آیات از جمله سوره هود، آیه ۳۷، سوره قصص، آیه ۲۷، سوره انبیاء، آیه ۸۰ و … شغل حضرت نوح(ع) نجاری، شغل حضرت شعیب(ع) شبانی و کارگری، شغل حضرت موسی(ع) شبانی و کارگری، شغل حضرت داود(ع) زره سازی و آهنگری، شغل حضرت آدم(ع) کشاورزی، شغل حضرت ابراهیم(ع) کشاورزی و دامداری، شغل حضرت ادریس(ع) خیاطی، حضرت یعقوب و ایوب(ع) کشاورزی و دامداری، شغل حضرت هود و صالح(ع) تجارت،شغل حضرت سلیمان(ع) حصیربافی و حکومت، شغل حضرت عیسی(ع) نجاری و حضرت محمد(ص) تجارت و صیادی و شبانی بوده است.

باعنایت به آنچه نقل شد، انبیای بزرگوار الهی، برای گذران زندگی و تامین معیشت خویش هرکدام به “شغلی” اشتغال داشته اند و همچنان که گفته شد، قرآن کریم در آیات متعددی انسان را به “کار و کوشش” و “سعی و تلاش” توصیه و تشویق نموده است.

آیاتى است که نتیجه بخش بودن ایمان را مشروط به عمل و نتیجه بخش بودن عمل را مشروط به ایمان قرار داده است. مانند: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ، الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ«» (کسانى که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و عمل صالح انجام مى‏دهند، پاداش آنان در نزد پروردگارشان مى‏باشد).

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً«» (هر که از مرد و یا زن عمل صالح انجام بدهد در حالى که داراى ایمان است، او را با حیات پاکیزه‏اى زندگى مى‏بخشیم).

در قرآن مجید بیش از ۶۰ آیه در این باب آمده است که ایمان مقرون با عمل را مطرح نموده، وصول به امتیازات هر یک را مشروط به دیگرى معرفى مى‏نماید.

آیاتى در قرآن وجود دارند که به جهت اهمیت عمل، آن را مورد نظاره الهى معرفى مى‏کنند، مانند: وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما«» (و او به کارى که انجام مى‏دهند، داناتر است).

إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ«» (قطعا خداوند به کارى که انجام مى‏دهید، بینا است).

هیچ عاملى براى رشد انسانى نیرومندتر از آن نیست که بداند همه حرکات او تحت نظاره خداوندى است و هر کارى که مى‏کند و سخنى که مى‏گوید و اندیشه‏اى که در ذهنش به جریان مى‏افتد، ثبت و ضبط گشته، سرنوشت آینده ابدى او را تشکیل مى‏دهند.

کسى که به چنین اصلى معتقد است، کمترین تعدى به حقوق دیگران نمى‏کند، هرگز دروغ بر زبانش جارى نمى‏گردد، سخنى بر ضرر دیگران نمى‏گوید، حتى اندیشه‏هاى خود را هم از گرایش به پلیدیها محفوظ مى‏دارد.

آیاتى است که ملاک مراحل و درجات رشد را کار و کوشش معرفى مى‏نماید. از آن جمله: وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا«»

(و براى هر کس با عملى که انجام مى‏دهند، درجاتى است) این گروه هم عظمت کار و کوشش را در حد اعلا قرار مى‏دهد و ملاک رشد آدمى را مجرد معرفت بیان نمى‏کند. و با نظر به آیات دیگر که ایمان و معرفت را هم ملاک مراحل ترقى معرفى مى‏نماید،

بعضى از آیات در قرآن مجید مى‏گوید: ایمان و عمل صالح موجب افزایش علم و روشنائى انسان مى‏باشند. از آن جمله: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ«» (آنانکه ایمان آورده و عمل صالح انجام مى‏دهند، پروردگارشان آنان را با ایمانى که دارند هدایت مى‏نماید).

در این گروه از آیات یکى از اساسى‏ترین مسائل مربوط به انسان و کار مطرح شده است. این مسأله عبارت است از این که، عمل صحیح و هدف‏دار عامل افزایش معرفت است.

کار و تلاش از دیدگاه قرآن

آیاتى است که محبت را زائیده ایمان و عمل صالح گوشزد مى‏کند، مانند: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا«» (براى آنانکه ایمان آورند و اعمال صالحه انجام دهند، خداوند محبتى قرار خواهد داد).

اگر همه کتب اخلاقى را باز کنید و ورق بزنید، جز این شعار که «اى انسانها به یکدیگر محبت بورزید» محصولى نخواهید دید.

بعضى از آیات قرآنى زمینه آفرینش انسان را تلاش جدى و نهائى معرفى مى‏نمایند. مانند: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ«»

(به طور قطع ما انسان را در زمینه تلاش و گلاویزى در کار آفریده‏ایم).

یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ«» (اى انسان تو در حال کوشش حیاتى به دیدار خداوندى رهسپار مى‏شوى).

در این نوع از آیات، کار و کوشش، هم زمینه آفرینش آدمى معرفى مى‏شود و هم وسیله و راه به سوى خداوند متعال. براى اهمیت تلاش در این زندگانى، دلیلى با اهمیت‏تر از این گروه آیات در هیچ یک از مکتبهاى بشرى نمى‏توان پیدا کرد، زیرا این گروه هم حرکت و کار را عنصرى اساسى در طبیعت انسان معرفى مى‏کند و هم سرنوشت نهائى او را به کار و کوششى که کرده است، مربوط مى‏سازد.

– آیاتى در قرآن مجید آمده است که سقوط و پوچى شخصیت آدمى را در گذرگاه تاریخ و در مسیر ابدیت، با سقوط و پوچى و پلیدى کارهاى او، توأم مى‏سازد، از آن جمله: مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ کَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلى‏ شَیْ‏ءٍ ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِیدُ«» (مثل کسانى که به پروردگارشان کفر ورزیده‏اند، کارهاى آنان مانند خاکسترى است که باد تندى در روز طوفانى بر آن بوزد، آنان از چیزى از اندوخته‏هاى خود قدرت بهره‏بردارى ندارند اینست گمراهى دور از رشد و هدایت.)

تجسم کار و کوشش و حتى فعالیتهاى درونى در ابدیت‏گروه نهم

– آیاتى است که با صراحت کامل مى‏گوید: انسانها، تجسم یافته همه کارهاى خود را در ابدیت مشاهده خواهند کرد. از آن جمله: یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ«» (روز قیامت روزى است که هر کسى کارى را که از خوب و بد انجام داده است، حاضر مى‏بیند. [کسى که کارهاى بد انجام داده است.] مى‏خواهد میان او و کارهاى بد، فاصله زیادى باشد که آنها را نبیند و خدا شما را در باره خود برحذر مى‏دارد و خداوند به بندگان خود مهربان است).

فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ«» (کسى که به اندازه ذره‏اى کار خوب انجام دهد، آن را خواهد دید و کسى که به اندازه ذره‏اى شر انجام دهد، آن را خواهد دید).

آیا این همه آیات قرآنى براى اثبات اصالت کار در حیات بشرى کفایت نمى‏کند آیا با دیدن این آیات صریح در اصالت کار در حیات دنیوى و حیات ابدى انسانى، باز امکان دارد که یک فرد یا جامعه مسلمان، دست از کار بکشد و حیات خود را به قضا و قدر و بخت و شانس بسپارد

آیا در حدود ۷۰۰ آیه از قرآن مجید که با اشکال گوناگون چه در موارد شخصى و چه به صورت قانون کلى، اهمیت و اصالت و علیت کار و کوشش را به نتایج آن گوشزد مى ‏کند، کافى نیست که ملاک حیات منطقى واقعى و ارزش آن را کار قرار بدهد بلى، سوگند به خداوندى که خود، هستى را در مجراى کار و حرکت آفریده است، چنین است که ملاک حیات منطقى واقعى و ارزش آن، کار است و بس.

روایات وارده در مسئله کار و ضرورت و ارزش آن ما فوق تواتر است که براى جمع‏کردن آنها مجلد بیش از ۱۰۰۰ صفحه‏اى لازم است. تنها چند روایت را به عنوان نمونه‏اى از صدها روایات در اینجا مى‏آوریم.

از امام صادق علیه السلام روایت است که: الکادّ لعیاله کالمجاهد فی سبیل اللّه (کسى که براى معاش عائله خود مى‏کوشد، مانند کسى است که در راه خدا جهاد مى‏کند).

الّذى یطلب من فضل اللّه عزّ و جلّ ما یکفّ به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل اللّه (کسى که براى کفاف معاش عائله‏اش، از فضل الهى مى‏جوید، داراى پاداشى بزرگتر از پاداش مجاهد در راه خداست).

پیغمبر اکرم فرموده است: ما اکل احدکم طعاما قطّ خیرا من عمل یده (هیچ کس از شما هرگز طعامى بهتر از کار دست خویش نخورده است).

الحسن بن علىّ بن حمزه عن ابیه رأیت ابا الحسن (موسى بن جعفر علیه السّلام) یعمل فى ارض له قد استنقعت قدماه فی العرق، فقلت له جعلت فداک این الرّجال فقال یا علىّ قد عمل بالید من هو خیر منىّ فى ارضه و من ابى فقلت له: من هو فقال: رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و أمیر المؤمنین و آبائى علیهم السّلام کلّهم کانوا قد عملوا بأیدیهم و هو من عمل النّبیّین و المرسلین و الاوصیاء و الصّالحین

(حسن بن على بن حمزه از پدرش نقل مى‏کند که ابو الحسن موسى بن جعفر علیه السلام را دیدم که در زمینى که داشت کار مى‏کرد و پاهایش عرق کرده بود.

به او عرض کردم: فدایت شوم، کجا هستند مردانى که به شما کمک کنند فرمود: اى على، بود کسى بهتر از من و پدرم، که با دست خود کار مى ‏کرد.

عرض کردم: چه کسى بود فرمود: رسول خدا (ص) و أمیر المؤمنین و پدرانم علیهم السلام، همه آنان با دستشان کار کرده‏اند. کار سیرت پیامبران و مرسلین و اوصیاء و نیکوکاران بوده است)

ابو عمرو الشّیبانى: قال رأیت ابا عبد اللّه و بیده مسحاه و علیه ازار غلیظ یعمل فی حایط و العرق یتصابّ عن ظهره فقلت جعلت فداک اعطنى اکفک فقال لی: انّى احبّ ان یتأذّى الرّجل بحّر الشّمس فى طلب المعیشه.

(ابو عمرو شیبانى مى‏گوید: امام صادق (ع) را دیدم در حالى که وسیله صاف‏کننده زمین به دست و لنگ ضخیمى به کمر، در باغى که داشت، کار مى‏کرد و عرق از پشتش مى‏ریخت، عرض کردم: فدایت شوم، وسیله را به من بدهید تا کار شما را انجام بدهم. به من فرمود: من دوست دارم مرد در گرماى آفتاب در تحصیل معاش، به مشقت بیافتد).

ابو بصیر: قال سمعت ابا عبد اللّه علیه السّلام یقول: انّى لأعمل فی بعض ضیاعى حتّى اعرق و انّ لى من یکفینی لیعلم اللّه عزّ و جلّ انّى اطلب الرّزق الحلال (ابو بصیر مى‏گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى‏ فرمود: من در بعضى از زمینهاى خود تا حدى کار مى‏کنم که عرق مى‏کنم با این که کسى را دارم که کار مرا به عهده بگیرد و براى من کفایت کند، تا خداوند عز و جل بداند که من روزى حلال جستجو مى‏کنم).پاراف.

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here